شهید غلامحسین قربانی: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | کد شهید : 6308735 | |
| − | + | ||
| − | + | نام : غلامحسین | |
| − | + | ||
| − | + | نام خانوادگی : قربانیسعدآباد | |
| − | + | ||
| − | + | نام پدر : قربانعلی | |
| − | + | ||
| − | + | تاریخ تولد : | |
| − | + | ||
| − | + | محل تولد : مشهد | |
| − | + | ||
| − | + | تاریخ شهادت : 1363/12/25 | |
| − | + | ||
| − | + | مکان شهادت : | |
| − | + | ||
| − | + | تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : | |
| − | + | ||
| − | + | شغل : یگان خدمتی : | |
| − | + | ||
| − | + | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است . | |
| − | + | ||
| − | + | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | |
| − | + | ||
| − | + | گلزار : | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
خاطرات | خاطرات | ||
| سطر ۴۰: | سطر ۳۶: | ||
| − | شبی از شبها تلوزیون تصاویر خرمشهر را نشان می داد . غلامحسین پس از تماشای تصاویر به پایگاه رفته و برگ رضایت نامه والدین را آورد و ابراز داشتند که بایستی برای دفاع از مملکت و دین و ایمان به جبهه برویم . رضایت نامه را به پدر ارائه داد و گفت : که من می خواهم به جبهه بروم پدر گفت : دوتابیاور یکی برای من و یکی برای خوت و او گفت : فعلا " من بروم بعد نوبت شماست بلاخره موافقت پدر را گرفت . بعد گفت . من می روم به آمادگاه برای دوره برای دوره آمورش به ما نیاز می باشد ما را اعزام خواهند کردو رفت . پس از مدتی برگشت و کت و شلوار نو داشت که تهیه کرده بودتا با آن به روستا برود آن را نیز در خانه گذاشت و گفت : به هر کس که صلاح دانستید بدهید . بعد به جبهه رفت و بعداز چند روز به شهادت رسید . | + | شبی از شبها تلوزیون تصاویر خرمشهر را نشان می داد . غلامحسین پس از تماشای تصاویر به پایگاه رفته و برگ رضایت نامه والدین را آورد و ابراز داشتند که بایستی برای دفاع از مملکت و دین و ایمان به جبهه برویم . رضایت نامه را به پدر ارائه داد و گفت : که من می خواهم به جبهه بروم پدر گفت : دوتابیاور یکی برای من و یکی برای خوت و او گفت : فعلا " من بروم بعد نوبت شماست بلاخره موافقت پدر را گرفت . بعد گفت . من می روم به آمادگاه برای دوره برای دوره آمورش به ما نیاز می باشد ما را اعزام خواهند کردو رفت . پس از مدتی برگشت و کت و شلوار نو داشت که تهیه کرده بودتا با آن به روستا برود آن را نیز در خانه گذاشت و گفت : به هر کس که صلاح دانستید بدهید . بعد به جبهه رفت و بعداز چند روز به شهادت رسید. |
| + | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2016728 یاران رضا]</ref> | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| − | = | + | <references/> |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
نسخهٔ ۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۴
کد شهید : 6308735
نام : غلامحسین
نام خانوادگی : قربانیسعدآباد
نام پدر : قربانعلی
تاریخ تولد :
محل تولد : مشهد
تاریخ شهادت : 1363/12/25
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار :
خاطرات
اولین اعزام
موضوع : اولين اعزام
راوی : زهرا قربانی
متن کامل خاطره
شبی از شبها تلوزیون تصاویر خرمشهر را نشان می داد . غلامحسین پس از تماشای تصاویر به پایگاه رفته و برگ رضایت نامه والدین را آورد و ابراز داشتند که بایستی برای دفاع از مملکت و دین و ایمان به جبهه برویم . رضایت نامه را به پدر ارائه داد و گفت : که من می خواهم به جبهه بروم پدر گفت : دوتابیاور یکی برای من و یکی برای خوت و او گفت : فعلا " من بروم بعد نوبت شماست بلاخره موافقت پدر را گرفت . بعد گفت . من می روم به آمادگاه برای دوره برای دوره آمورش به ما نیاز می باشد ما را اعزام خواهند کردو رفت . پس از مدتی برگشت و کت و شلوار نو داشت که تهیه کرده بودتا با آن به روستا برود آن را نیز در خانه گذاشت و گفت : به هر کس که صلاح دانستید بدهید . بعد به جبهه رفت و بعداز چند روز به شهادت رسید.
[۱]