شهید حجت اله قرائی: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | + | کد شهید: 6123540 تاریخ تولد : | |
| + | نام : حجتاله محل تولد : سبزوار | ||
| + | نام خانوادگی : قرائی تاریخ شهادت : 1361/08/10 | ||
| + | نام پدر : محمدعلی مکان شهادت : | ||
| − | + | تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : | |
| + | شغل : کشاورز یگان خدمتی : | ||
| + | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
| + | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : تیربارچیـ ادوات | ||
| + | گلزار : | ||
| + | خاطرات | ||
| + | خاطرات سیاسی | ||
| + | موضوع خاطرات سياسي | ||
| + | راوی خدیجه رباط جزی | ||
| + | متن کامل خاطره | ||
| − | اوایل انقلاب پسرم حجت الله در مشهد مقدس در راهپیمایی ها و تظاهراتی که علیه رژیم پهلوی بود شرکت کرد و در همان موقع به دست منافقین کوردل دستگیر شد و او را با کارد مجروح کردند که روده هایش بیرون آمده بود و در بیمارستان امام رضا(ع) بستری شد . تا اینکه حالش بهبودی حاصل واز بیمارستان مرخص شد و بعد از مدتی برای اعزام به جبهه ثبت نام کرد و رفت.راوی | + | اوایل انقلاب پسرم حجت الله در مشهد مقدس در راهپیمایی ها و تظاهراتی که علیه رژیم پهلوی بود شرکت کرد و در همان موقع به دست منافقین کوردل دستگیر شد و او را با کارد مجروح کردند که روده هایش بیرون آمده بود و در بیمارستان امام رضا(ع) بستری شد . تا اینکه حالش بهبودی حاصل واز بیمارستان مرخص شد و بعد از مدتی برای اعزام به جبهه ثبت نام کرد و رفت. |
| + | عشق به جهاد | ||
| + | موضوع عشق به جهاد | ||
| + | راوی علی رضا معمارنیا | ||
| + | متن کامل خاطره | ||
| − | + | بیاد دارم حجت ا... از ناحیه سر و سینه که در تنگه چزابه مجروح شده بود بهبودی نیافته بود که می خواست دوباره به جبهه برگردد من می گفتم: حجت بیا الان برگردیم و در دوره اعزام بعدی می رویم جبهه. اما او گفت شاید جنگ تمام شود و من نتوانم در راه اسلام و امام خدمت کنم. کفتم چرا از پدر و مادرت خداحافظی نکردی گفت: پدر و مادر پیری دارم که ترسیدم در موقع خداحافظی - احساسات مرا احاطه کند و نتوانم به جبهه بروم و بعد سفارش کرد: دعایی دردست دارم که به مادرم بده و بگو این بار دیگر بر نمی گردم و مرا حلالم کند چون به من الهام شده که این بار راه برگشتی نیست و شهید می شوم. | |
| + | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16626 یاران رضا]</ref> | ||
| − | |||
| − | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references /> | + | <references/> |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
نسخهٔ ۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۰
کد شهید: 6123540 تاریخ تولد : نام : حجتاله محل تولد : سبزوار نام خانوادگی : قرائی تاریخ شهادت : 1361/08/10 نام پدر : محمدعلی مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : کشاورز یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : تیربارچیـ ادوات گلزار : خاطرات
خاطرات سیاسی
موضوع خاطرات سياسي راوی خدیجه رباط جزی متن کامل خاطره
اوایل انقلاب پسرم حجت الله در مشهد مقدس در راهپیمایی ها و تظاهراتی که علیه رژیم پهلوی بود شرکت کرد و در همان موقع به دست منافقین کوردل دستگیر شد و او را با کارد مجروح کردند که روده هایش بیرون آمده بود و در بیمارستان امام رضا(ع) بستری شد . تا اینکه حالش بهبودی حاصل واز بیمارستان مرخص شد و بعد از مدتی برای اعزام به جبهه ثبت نام کرد و رفت.
عشق به جهاد
موضوع عشق به جهاد راوی علی رضا معمارنیا متن کامل خاطره
بیاد دارم حجت ا... از ناحیه سر و سینه که در تنگه چزابه مجروح شده بود بهبودی نیافته بود که می خواست دوباره به جبهه برگردد من می گفتم: حجت بیا الان برگردیم و در دوره اعزام بعدی می رویم جبهه. اما او گفت شاید جنگ تمام شود و من نتوانم در راه اسلام و امام خدمت کنم. کفتم چرا از پدر و مادرت خداحافظی نکردی گفت: پدر و مادر پیری دارم که ترسیدم در موقع خداحافظی - احساسات مرا احاطه کند و نتوانم به جبهه بروم و بعد سفارش کرد: دعایی دردست دارم که به مادرم بده و بگو این بار دیگر بر نمی گردم و مرا حلالم کند چون به من الهام شده که این بار راه برگشتی نیست و شهید می شوم. [۱]