{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = محمود آذرپندار
|تصویر =محمود آذرپندار.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[تهران،1345/04/28 ]]
|شهادت = [[عراق، 1366/05/14]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =[[تهران - بهشت زهرا]]
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =
|جنگها =
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر:
}}
شهید محمود آذرپندار
محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا
پس از پیروزی انقلاب، ضمن این که در مدرسه درس می خواند، بعد از ظهرها در کفاشی کار می کرد و با این وجود شب ها نیز در مسجد با دوستانش به پاسداری می پرداخت، خیلی کم اتفاق می افتاد که شب را در منزل بخوابد، واقعاً به امام رحمة الله علیه، عشق می ورزید، شب های جمعه همیشه در دعاهای کمیل شرکت می نمود و به ائمه اطهار علاقه عجیبی داشت.
پس از فرمان امام قدس سره، با خواهش و التماس، موافقت مادرش را جهت اعزام به جبهه جلب نمود و پس از امضا ورقه به وسیله مادرش، خطاب به ايشان ایشان گفت: ورقه ي ی شهادتم را امضا کردی.
در سال دوم نظری بود که از طرف سپاه پاسداران، به منطقه عملیاتی اعزام گردید، پس از چندين چندین ماه مبارزه، در یک نبرد حماسی با بعثیون، ترکش های خمپاره، آسیب های فراوانی بر بدنش وارد آورده بود که از همان جا به بیمارستان منتقل، و پس از یک ماه بستری بودن و نسبتاً بهبودی، مجدداً در عملیات جزیره مجنون، شرکت می نماید و در آنجا نیز دوباره مجروح گردیده و جهت مداوا بستری می گردد، پس از بهبودی، او را متقاعد ساختیم که به سربازی برود، او علاقه وافری داشت که با دوستانش که در سپاه، بسیج بودند در جبهه باشد.
در مدتی که جهت درمان به تهران اعزام شده بود پس از مرخص شدن از بیمارستان به پاسداری شبانه در محل اقدام نمود و همیشه در بسیج و مسجد محل فعالیت چشم گیری داشت به طوری که کلیه دوستانش علاقه خاصی به او داشتند.
از سال 1362 تا سال 1365 ضمن این که در بسیج، و در جبهه در رفت و آمد بود و چندین بار مجروح شده بود، به خدمت مقدس سربازي سربازی اعزام گردید، این بار در مریوان و در خط اول جبهه، همان چیزی که همیشه مشتاق آن بود، مشغول خدمت گردید.
تمام نامه هایی که می نوشت با نام خداوند و ائمه اطهار بود و در نامه هایش به مادرش دلداری می داد و پدرش را می ستود، سعی می کرد که محل خدمتش را خیلی راحت و آسوده جلوه دهد، با این که ما می دانستیم در بدترین شرایط محیطی خدمت می کند، مرخصی او تنها در بسیج سپری می شد، مادرش همیشه از او می خواست که وقتی به مرخصی می آیی حداقل چند ساعتی در خانه بمان تا تو را بیشتر ببینیم، ولی او عاشق خدمت بود.
سرانجام در سال 1366 در عملیات نصر 7، در یک مبارزه رو در رو با کافران بعثی، در خاک عراق به فیض عظیم شهادت نائل گرديد، گردید، خدایش با علی اکبر (ع) امام حسین (ع) محشورش گرداند ان شاء الله.
==وصیت نامه==
دیدار ما به قیامت
محمود آذرپندار منبع : سایت شهدای ارتش <ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/ 2831%202831 سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:محمود آذرپندار.jpg</gallery>==رده=={{ترتیبپیشفرض: محمود _آذرپندار}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان تهران]]