شهید تاج محمد سلیمانی: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
Parsasirat98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | بسمه تعالی | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | کد شهید: 6116081 | |
| − | + | ||
| + | نام : تاجمحمد | ||
| + | |||
| + | محل تولد : نیشابور | ||
| + | |||
| + | نام خانوادگی : سلیمانی | ||
| + | |||
| + | تاریخ شهادت : 1361/02/16 | ||
| + | |||
| + | نام پدر : گلمحمد | ||
| + | |||
| + | تحصیلات : نامشخص | ||
| + | |||
| + | شغل : کشاورز | ||
| + | |||
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | + | نوع عضویت : سایر شهدا | |
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11697 | + | |
| + | مسئولیت : رزمنده | ||
| + | |||
| + | ==خاطرات== | ||
| + | وقتی که درعملیات شرکت کرده بودیم در درگیری که تاج محمد با نیروهای دشمن داشت از ناحیه گلو مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و به شدت مجروح شد.من ایشا ن را از مرز به تهران آوردم و او صحبت شهادت می کرد و گفت می دانم که شهید می شوم و در آخر آدرس وصیت نامه اش را که در اتاقش بود به من گفت ومن بعد از تحویل دادن ایشان باید به جبهه بر می گشتم و حدود 5 روز بعد بود که خبر شهادتش را برای ما آوردند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11697 سایت یاران رضا] </ref> | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
== ردهها == | == ردهها == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۲
بسمه تعالی
کد شهید: 6116081
نام : تاجمحمد
محل تولد : نیشابور
نام خانوادگی : سلیمانی
تاریخ شهادت : 1361/02/16
نام پدر : گلمحمد
تحصیلات : نامشخص
شغل : کشاورز
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
خاطرات
وقتی که درعملیات شرکت کرده بودیم در درگیری که تاج محمد با نیروهای دشمن داشت از ناحیه گلو مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و به شدت مجروح شد.من ایشا ن را از مرز به تهران آوردم و او صحبت شهادت می کرد و گفت می دانم که شهید می شوم و در آخر آدرس وصیت نامه اش را که در اتاقش بود به من گفت ومن بعد از تحویل دادن ایشان باید به جبهه بر می گشتم و حدود 5 روز بعد بود که خبر شهادتش را برای ما آوردند.[۱]