شهید محسن عزیز زاده: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «rId4 کد شهید : 6613205 نام : محسن‌ محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : عزیززاده‌ تا...» ایجاد کرد)
 
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
rId4
+
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
 +
|نام فرد                = محسن عزیز زاده
 +
|ملیت                  = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
 +
|دین و مذهب            = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
 +
|تولد                  =  [[بجنورد]]
 +
|شهادت                  =[[۱۳۶۶/۴/۱۰]]
 +
|سمت‌ها                  =  رزمنده
 +
|جنگ‌‌ها                  = [[جنگ ایران و عراق]]
 +
|خانواده                =  نام پدر[[علی]]
 +
}}
  
کد شهید : 6613205
+
==خاطرات==
  
نام : محسن‌
+
*پیش بینی شهادت
 
+
محل تولد : بجنورد
+
 
+
نام خانوادگی : عزیززاده‌
+
 
+
تاریخ شهادت : 1366/10/04
+
 
+
نام پدر : علی‌
+
 
+
مکان شهادت :
+
 
+
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
+
 
+
شغل : یگان خدمتی :
+
 
+
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است
+
 
+
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
+
 
+
گلزار :
+
 
+
خاطرات
+
 
+
پیش بینی شهادت
+
 
+
موضوع پيش بيني شهادت
+
 
+
راوی سید علی پاکمهر
+
 
+
متن کامل خاطره
+
  
 +
راوی: سید علی پاکمهر
  
 
یکی دو هفته قبل از شهادتش تمام دوستانش را در یک نقطه جمع کرد و حلالیت طلبید همواره شهادت خود را برای همه عنوان می کرد .( نحوه شهادت ) او مانند همه نیروها در سنگر خوابیده بود . ناگهان در ساعت 1 بامداد سنگر ( سوله ) از قسمت درب شروع به ریزش کرد . بعضی از نیروها که متوجه شدند به اتفاق ایشان سنگر را ترک نمودند ولی شهید بعد از اینکه از سنگر خارج شد برای اینکه آر پی جی خود را بردارد داخل سنگر شد . بعد از برداشتن هنگام خروج مجدداً‌ یکباره سنگر خراب شد و ایشان در جلوی درب سنگر به شهادت رسیدند .
 
یکی دو هفته قبل از شهادتش تمام دوستانش را در یک نقطه جمع کرد و حلالیت طلبید همواره شهادت خود را برای همه عنوان می کرد .( نحوه شهادت ) او مانند همه نیروها در سنگر خوابیده بود . ناگهان در ساعت 1 بامداد سنگر ( سوله ) از قسمت درب شروع به ریزش کرد . بعضی از نیروها که متوجه شدند به اتفاق ایشان سنگر را ترک نمودند ولی شهید بعد از اینکه از سنگر خارج شد برای اینکه آر پی جی خود را بردارد داخل سنگر شد . بعد از برداشتن هنگام خروج مجدداً‌ یکباره سنگر خراب شد و ایشان در جلوی درب سنگر به شهادت رسیدند .
  
لحظه و نحوه شهادت
+
*لحظه و نحوه شهادت
 
+
موضوع لحظه و نحوه شهادت
+
 
+
راوی علی عزیز زاده
+
  
متن کامل خاطره
+
راوی :علی عزیز زاده
  
 +
یک شب شهید محسن عزیز زاده در سنگر دوستش بود . ولی برای دعای کمیل به سنگر خودش می رود . دوستانش به او می گویند : امشب پیش ما باشید . ایشان قبول نمی کند و در سنگر خودش بر اثر ریزش سنگر بدنش زیر آهن می ماند و به شهادت می رسد . خواب دیدم که روی کاریزی قرار دارم ( چشمه آب ) و به داخل کاریز نگاه کردم، دیدم دو تا پا در داخل آب زلال کاریز دیده می شود . بعد از 15 روز خبر شهادت فرزندم را به من دادند.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2014671 سایت یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
  
یک شب شهید محسن عزیز زاده در سنگر دوستش بود . ولی برای دعای کمیل به سنگر خودش می رود . دوستانش به او می گویند : امشب پیش ما باشید . ایشان قبول نمی کند و در سنگر خودش بر اثر ریزش سنگر بدنش زیر آهن می ماند و به شهادت می رسد . خواب دیدم که روی کاریزی قرار دارم ( چشمه آب ) و به داخل کاریز نگاه کردم، دیدم دو تا پا در داخل آب زلال کاریز دیده می شود . بعد از 15 روز خبر شهادت فرزندم را به من دادند .
 
  
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 14671
+
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۰

محسن عزیز زاده
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد بجنورد
شهادت ۱۳۶۶/۴/۱۰
سمت‌ها رزمنده
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
خانواده نام پدرعلی


خاطرات

  • پیش بینی شهادت

راوی: سید علی پاکمهر

یکی دو هفته قبل از شهادتش تمام دوستانش را در یک نقطه جمع کرد و حلالیت طلبید همواره شهادت خود را برای همه عنوان می کرد .( نحوه شهادت ) او مانند همه نیروها در سنگر خوابیده بود . ناگهان در ساعت 1 بامداد سنگر ( سوله ) از قسمت درب شروع به ریزش کرد . بعضی از نیروها که متوجه شدند به اتفاق ایشان سنگر را ترک نمودند ولی شهید بعد از اینکه از سنگر خارج شد برای اینکه آر پی جی خود را بردارد داخل سنگر شد . بعد از برداشتن هنگام خروج مجدداً‌ یکباره سنگر خراب شد و ایشان در جلوی درب سنگر به شهادت رسیدند .

  • لحظه و نحوه شهادت

راوی :علی عزیز زاده

یک شب شهید محسن عزیز زاده در سنگر دوستش بود . ولی برای دعای کمیل به سنگر خودش می رود . دوستانش به او می گویند : امشب پیش ما باشید . ایشان قبول نمی کند و در سنگر خودش بر اثر ریزش سنگر بدنش زیر آهن می ماند و به شهادت می رسد . خواب دیدم که روی کاریزی قرار دارم ( چشمه آب ) و به داخل کاریز نگاه کردم، دیدم دو تا پا در داخل آب زلال کاریز دیده می شود . بعد از 15 روز خبر شهادت فرزندم را به من دادند.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا