[[شهید {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = سياوش شادمانی|تصویر = سیاوش شادمانی.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = [[داراب، ۰06/09/1337]]|شهادت = [[1361/02/20]]|وفات = |مرگ = |محل دفن = [[امامزاده حسن شهرفسا]] |مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = |جنگها = |نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات = |تخصصها = |شغل = |خانواده =نام پدر: قدرت الله}}
==زندگینامه==
فرزند قدرت الله، در تاریخ 1337/06/09 در یکی از روستاهای کوچک و کم جمعیت داراب، در خانواده ای مسلمان و متعهد دیده به جهان گشود. دوران ابتدایی را در همان روستا به پایان رساند و تابستان ها به پدر، در کار کشاورزی و دامداری کمک می کرد. پس از پایان دوران ابتدایی برای ادامه تحصیل راهی شهر شد و برای این که بتواند خرج تحصیل خود را در در بیاورد به کارگری رو آورد. با شروع جریانات انقلاب، او وارد دبیرستان شد، در سال دوم دبیرستان درس و مدرسه را رها کرد و به کار کردن مشغول شد و روزها همراه با مردم، در تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت می کرد.
با شروع جنگ تحمیلی از طریق امتحان ورودی وارد [[ارتش]] شد و به [[لشکر 55 هوابرد شیراز]] وارد گردید. دوران آموزشی را با موفقیت به پایان رساند و به عنوان دانش آموز نمونه چنان لیاقت و شایستگی از خود نشان داد که همه رشادت ها و شجاعت های او را مثال می زدند. در [[عملیات فتح المبین]] و مرحله ی دوم [[عملیات بیت المقدس]] ، فرماندهی قسمتی از عملیات را به عهده داشت.
پس از یک سال و نیم خدمت خالصانه در راه آزاد سازی [[خرمشهر]] ی، در آخرین روزهای عملیات بیت المقدس در یییییاطراف دراطراف منطقه [[شلمچه]] شربت شهادت نوشید و دعوت حق را لبیک گفت. پیکر مطهرش در تاریخ 1361/02/20 پس از تشیع جنازه ی باشکوه در [[گلزار شهدای فسا]] ، در کنار دیگر هم رزمانش آرام گرفت.
==وصیت نامه==
با گذشت فراوان به لحظات یک فتح بزرگ نزدیک می شویم و در انتظار آخرین لحظاتی هستیم که با یاد خدا تمام طوفان و خیانت نامردان ضد اسلام را با ندای مظلومانه الله اکبرمان در دریایی از خون های پاک رهروان روح الله بپیچیم (در این لحظات مادران عزیزمان شاید پر افتخارترین لحظات و پربارترین لحظات زندگی را می گذارنند) و به آنها نشان می دهیم که هیچ سلاحی همچون بندگی خدا نیست و مهمترین سلاح ها نمی تواند جلو فریاد مظلومان را که برای اسلام قیام کرده اند بگیرند.
اکنون ورزش به صورتی در آمده است که اکثر ورزشکاران هدفشان این است که خوب ورزش کنند و برنده شوند و این هدف یک هدف عالی برای انسان های انقلابی نمی باشد بلکه باید شعار این باشد که ورزش می کنم تا انسان باشم. همچنان که شعار برادر شهیدم [[ابراهیم فرجام]] این بود که ورزش می کنم تا صبح زود بری نماز بیدار شوم و از شما می خواهم که راه او را بپیمایید.
نامه ها
==نامه ها== * نامه شهید خطاب به دوست:بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت دوست عزیز و گرامی خودم جناب آقای نجف قلی شادمانی
پس از سلام و احوالپرسی، سلامتی شما را از خداوند متعال خواهان و خواستارم و امیدوارم هیچ غبار غمی بر روی مبارک شما ننشسته باشد. اگر جویای حال دوست خودت بوده باشید، سلامتی برقرار و به دعاگویی شما مشغولم و ملالی نیست جز دوری از شما، آن هم امید است میسر و دیدارها تازه گردد. دوست عزیز، دو بار در موقعی که به مرخصی آمدم به خانه شما سر زدم اما دو بار شما رفته بودید ده پایین.
قربان شما سیاوش شادمانی
1360/03/31
* نامه شهید خطاب به پدر:بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت پدر گرامی خودم جناب آقای قدرت الله شادمانی سلام
پس از تقدیم عرض سلام، سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم و امیدوارم که همیشه مانند گل های بهاری شاد و خندان باشید. لازم گردید چند خط از سرگذشت خودم برای شما بنویسم که بدانید فراموشی در کار نیست و نخواهد بود و هیچ کسالتی واقع و دلپذیر نیست و نمی باشد جز دوری شما، آن هم امید است به زودی زود میسر و دیدارها تازه گردد. حال من الحمدالله خیلی خوب و هیچ نمی خواهد نگران من نباشید. بیش از این عرضی ندارم، تمام قوم و خویشان از کوچک و بزرگ سلام می رسانم.
قربان شما فرزندتان سیاوش شادمان
1360/10/09
* نامه شهید خطاب به پدر:بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت پدر گرامی خودم جناب آقای قدرت الله شادمانی سلام
پس از تقدیم عرض سلام، سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم و امیدوارم که همیشه مانند گل های بهاری شاد و خندان باشید. پدرجان! اگر بخواهید از حال من باخبر شوید الحمدالله صحیح و سالم و به دعاگویی شما مشغول می باشم و هیچ کسالتی واقع و دلپذیر نمی باشد جز دوری شما، آن هم امیدوارم که به زودی زود میسر و دیدارها تازه گردد.
قربان شما فرزندت سیاوش شادمانی
مورخه 1360/11/28
* نامه شهید خطاب به پدر و مادر:بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت پدر و مادر گرامی خودم سلام. پس از تقدیم عرض سلام، سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم و امیدوارم که همیشه مانند گل های بهاری شاد و خندان باشید اگر بخواهید از حال فرزندتان باخبر شوید الحمدالله، صحیح و سالم، و به دعاگویی شما مشغول می باشم و هیچ گونه ناراحتی ندارم جز دوری شما، آن هم امیدوارم که به زودی زود میسر و دیدارها تازه گردد.
پدرجان! حال من خیلی خوب است و هیچ نگران من نباشید فعلاً (در [[دارخوین]] ) هستیم در ضمن کار دایی چه شد؟ درست شده یا هنوز هم نامعلوم می باشد؟ برایم بنویسید دیگر بیش از این عرضی ندارم. خدمت مادرم خیلی خیلی سلام می رسانم، خدمت خاله ام سلام می رسانم، تمام قوم و خویشان از کوچک و بزرگ سلام و دعا می رسانم.
قربان شما فرزندتان سیاوش شادمانی
1361/02/04<ref>[http://navideshahed.com/fa/news/419737 سایت نویدشاهد]</ref>
منبع==پانویس==<references/>==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:سایت نویدشاهدسیاوش شادمانی.jpg</gallery>== ردهها =={{ترتیبپیشفرض:سیاوش شادمانی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان فارس]][[رده: شهدای شهرستان داراب]]