ویرایش‌ها

شهید اسماعیل فضلی زاده

۱۶ بایت اضافه‌شده، ‏۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۲
/* زندگی نامه */
}}
==زندگی نامه==
[[شهيد اسماعيل فضلي زاده ]] (محمودي) در يكي از روستاهاي لارستان فارس در خانواده اي روحاني پا به دنيا گذاشت. پدر و پدر بزرگش هر دو از روحانيان به نام منطقة خويش بودند.تحصيلات ابتدايي را در همان روستا گذراند. پس از پايان دوران ابتدايي به همراه خانواده به يكي از مناطق اطراف شيراز مهاجرت كرد و دوران راهنمايي را در آنجا با موفقيت پشت سر گذاشت. در همين هنگام بود كه تجاوز رژيم بعثي عراق به [[جمهوري اسلامي ايران ]] در 31 شهريور ماه 1359 آغاز شد.
اسماعيل همواره در پي آن بود كه در فرصتي مناسب به جبهه برود؛ اما در آن زمان سنش مقتضي نبود. از اين رو به دبيرستان رفت و با جديت در سنگر دانش مشغول به تحصيل شد، تا اینکه پس از رسيدن به سن قانوني، در بسيج ثبت نام كرد. پس از كسب آموز شهاي لازم، اولين فرد از خانواده بود كه عازم جبهه شد.
پس از بازگشت از جبهه در دبيرستان مشغول تحصيل شد، اما روح بزرگش ماندن در كلاس درس را در حالي كه دشمن در خا ك ميهن اسلامي بود روا نمي دانست، لذا طي دوران دبيرستان، بارها به جبهه رفت.
شهيد اسماعيل از استعدادي خوب برخوردار بود كه با وجود نبودن در كلاس درس به واسطة حضور در جبهه نه تنها از درس عقب نمي ماند، بلكه در سال سوم دبيرستان از جهش تحصيلي استفاده و دو كلاس درس را در يك سال طي كرد. در سال آخر دبيرستان با وجود اینکه در همان سال به جبهه رفته بود ، باز هم توانست دركنكور سراسري شركت كند و در دو رشتة جداگانه قبول شود. همزمان با آن، در آزمون ورودي دانشگاه امام صادق(ع) نيز شركت كرد و قبول شد و از آنجا كه به تحصيل علوم و معارف اسلامي علاقة وافر داشت، تحصيل در دانشگاه امام صادق(ع) را برگزيد.
اسماعيل طي دوران تحصيل، نه تنها در در سهايش فردي موفق بود ، بلكه در برنامه هاي جنبي نيز شركت فعال داشت كه از آن جمله به شركت در مسابقات قرائت قرآن،ا ردوهاي بسيج و عضويت درا نجمن اسلامي ميتوان اشاره كرد كه جوايز دريافتي آن عزيز به عنوان يادبودهايي ارزشمند براي خانواده به جا مانده است.
هر چند اسماعيل به دانشگاه امام صادق(ع) رفت تا به كسب علم بپردازد و فردا گمراهاني را از جهل نجات بخشد؛ اما روح بي قرار او طاقت ماندن در اين جهان خاكي را نداشت و همواره در پي آن بود تا در فرصتي مناسب به جبهه بشتابد. تا اینکه در مهر ماه 1356 به همراه جمعي از همسنگران دانشجويش عازم جبهه هاي ايثار شد. مدتي را در قله هاي پوشيده از برف [[كردستان ]] به حراست از ميهن اسلامي پرداخت.پس از پايان دوره،. دوستان [[شهيد ]] ترخيصي گرفتند وبه دانشگاه برگشتند. ولي اسماعيل فقط چند روزي براي تجديد ديدار به خانه آمد و دوباره به جبهه بازگشت.
يكي از دوستان شهيد مي گويد:
- وقتي تلفني به او گفتم كه چرا برنمي گردي، به دانشگاه برگرد تا در امتحانات قبول شوي.
۶۹۱
ویرایش