تاریخ تولد {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = اسداله پرونده|پدر =|تصویر =|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = |تولد = [[بجنورد-1317/12/25]]نام : اسداله محل تولد : بجنوردنام خانوادگی : پرونده تاریخ |شهادت : = [[1361/07/12]]نام پدر : علیرضا مکان شهادت : |وفات = |مرگ = |محل دفن = |مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = [[رزمنده]]|سمتها = |جنگها = |نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : = |تخصصها = |شغل : یگان خدمتی : = گروه مربوط |خانواده = نام پدر : سایر شهیدان استان خراسانعلیرضانوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده}}
کد شهید:6105717 نام :اسداله نام خانوادگی :پرونده نام پدر :علیرضا محل تولد :بجنورد تاریخ تولد : تاریخ شهادت :1361/07/12 مکان شهادت : تحصیلات :نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت :سایر شهدا مسئولیت :رزمنده گلزار : ==خاطرات== • * یادم است آن اواخری که ایشان می خواست به جبهه برود به منزلمان آمد و گفت : خواهر جان اگر می خواهید خداو رسولش از شماراضی باشد دین و حجاب را حفظ کن و به یتیمان کمک و نوازش کن واحترام آنها را نگه دار و از دستورات اسلام پیروی کنید .• * روزی که اسدا… می خواست به جبهه اعزام شود مرابغل کرد و بوسید و گفت : برادر جان اگر من [[شهید ]] شدم مبادا تفنگم را بر زمین بگذاری تا می توانی برای اسلام جانفشانی کن تا خداوند پاداش آن را عطا نماید.• * هنگام [[شهادت ]] پدرم حدود ده سال داشتم یادم می آید وقتی که می خواست برای آخرین بار به جبهه برود مرا بغل کرد و گفت : دخترم امیدوارم رقیه خاتون (س) فرزند امام حسین را الگو و سرمشق خود قراردهید .• * روزیکه پدرم می خواست به جبهه برود همه ی ما را بغل کرد و بوسید و گفت : این دیدار آخر است من خواب دیده ام و حتماً شهید می شوم .• * در دوران جنگ همسرم برای کار کردن به [[تهران ]] رفته بود یک شب خوابی را که دیده بود این گونه برایم تعریف کرد: خواب دیدم که مردی با لباس سبز که به اسب سفیدی سوار بود مرا صدا کرد به آقا سلام کردم ولی ایشان خیلی ناراحت بودند وگفتند : چرا برای دفاع از اسلام به جبهه نمی روی؟ وقتی که ازخواب بیدار شده بود فوراً به خانه بازگشت وبرای اعزام به جبهه دربسیج ثبت نام کرد واعزام شد بعد از مدت یکماه که در جبهه حضور داشت به فیض شهادت نائل شد او قبل ازرفتن به جبهه می دانست که چه خواهد شد و همه ی ما را بخدا سپرد.• * روزیکه ایشان می خواستند به جبهه بروند به بنده و بچه هایش سفارش کرد که با یک زندگی ساده قناعت کنیم وپیرو خط امام (ره) وولایت و [[ولایت فقیه ]] باشیم [[حجاب وعبادت ]] و عبادت را فراموش نکنیم .منبع سایت یاران رضا<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=4793منبع سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references/>==رده=={{ترتیبپیشفرض:اسداله_پرونده}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان]][[رده: شهدای شهرستان بجنورد]]