شهید صمد رجب علی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
بسمه تعالی
 
بسمه تعالی
نام صمد رجبعلی
+
 
نام پدر اسماعیل
+
نام :صمد رجبعلی
نام مادر ربابه
+
 
محل شهادت فاو
+
نام پدر :اسماعیل
محل تولد قزوین - آقا بابا تاریخ تولد ۱۳۵۰/۰۶/۰۱
+
 
محل شهادت فاو تاریخ شهادت ۱۳۶۵/۰۲/۰۹
+
نام مادر :ربابه
استان محل شهادت بصره شهر محل شهادت فاو
+
 
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
+
محل شهادت :فاو
تحصیلات چهارم ابتدائی رشته -
+
 
عملیات سال تفحص
+
محل تولد :قزوین - آقا بابا
محل کار بنیاد تحت پوشش
+
 
مزار شهید قزوین - قزوین-شهر کوهین - آقابابا
+
تاریخ تولد :۱۳۵۰/۰۶/۰۱
 +
 
 +
محل شهادت :فاو
 +
 
 +
تاریخ شهادت :۱۳۶۵/۰۲/۰۹
 +
 
 +
استان محل شهادت :بصره
 +
 
 +
شهر محل شهادت :فاو
 +
 
 +
وضعیت تاهل :مجرد
 +
 
 +
تحصیلات :چهارم ابتدائی
 +
 
 +
عملیات :سال تفحص
 +
 
 +
محل کار :بنیاد تحت پوشش
 +
 
 +
مزار شهید :قزوین - قزوین-شهر کوهین - آقابابا
 
   
 
   
زندگی نامه
+
==زندگی نامه==
رجبعلی، صمد: یکم شهریور ۱۳۵۰، در روستای آقابابا از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش اسماعیل، کشاورزی می‌کرد و مادرش ربابه نام داشت. تا چهارم ابتدایی درس خواند. نقاش خودرو بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. نهم اردیبهشت ۱۳۶۵، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
+
 
وصیت نامه
+
یکم شهریور ۱۳۵۰، در روستای آقابابا از توابع شهر [[قزوین]] به دنیا آمد. پدرش اسماعیل، کشاورزی می‌کرد و مادرش ربابه نام داشت. تا چهارم ابتدایی درس خواند. نقاش خودرو بود. از سوی [[بسیج]] در [[جبهه]] حضور یافت. نهم اردیبهشت ۱۳۶۵، در فاو عراق بر اثر اصابت [[ترکش]] به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
شهید، صمد رجبعلی: پدر عزیز و گرامی ام! امیدوارم سلام گرم مرا -که از درون قلب کوچکم و از وجودم برخاسته- از کربلای خوزستان و از راه های پُر پیچ و خم، بپذیری. در ضمن امیدوارم به خاطر زحمات فراوانی که تاکنون برای من کشیدی، حلالم کنی؛ چون در این جا جنگ است. جنگ بین حق و باطل و جنگ در راه عقیده و در این جنگ هر آن امکان مرگ وجود دارد و اکنون ما توفیق خدمت در این راه را پیدا کرده ایم. امیدوارم هم شما و هم مادرم زحمات تان را بر من حلال کنید. ...و تنها حرفی که من برای شما امت شهیدپرور! دارم این است که در زندگی صبر داشته باشید؛ چون خدا با صابران است. خدمت شما مادر عزیز و گرامی ام سلام عرض می کنم و امیدوارم حالت خوب باشد و هیچ گونه ناراحتی از بابت من نداشته باشی؛ چون جای من بسیار خوب است و هیچ ناراحتی ندارم. مادر جان! امیدوارم شیر و زحماتت را حلالم کنی و افتخار کنی چنین فرزندی را تحویل جامعه دادی که خدمت کوچکی به اسلام کند. امیدوارم این جهاد کوچک یا جهاد اصغر من، توأم با جهاد اکبر که مبارزه با نفس است، باشد. این خیلی مشکل است؛ چون شیطان در وجود انسان هر آن در کمین است و این مُیسَّر نیست، مگر بخواست خداوند یکتا که امیدوارم خداوند نصیبم کند. مادر عزیز و گرامی ام! از دامن زن مَرد به معراج میرود و در عرش سیر می کند و اکنون از دامن تو شیرزن، من به این جا آمده ام و اگر هم به عرش برسم از دامن تو به عرش رسیده ام. مادر جان! نقش زن در جامعه اسلامی بسیار مهم می باشد؛ طوری که زن سازنده نسل هاست. تنها خواهشی که از شما امت امام زمانی دارم، این است که همیشه -چه در نماز و چه در مساجد- رزمندگان اسلام را دعا کنید و از خداوند بخواهید طول عمر به امام خمینی، پیر جماران، عطا کند و تا ظهور ولی عصر(عج) او را از ما نگیرد و پیام دیگر من این است که سنگر مساجد و نماز جمعه را پُر کنید که دشمن از این کار شما خیلی وحشت دارد. صمد رجبعلی
+
 
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین
+
==وصیت نامه==
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1672
+
 
 +
پدر عزیز و گرامی ام! امیدوارم سلام گرم مرا -که از درون قلب کوچکم و از وجودم برخاسته- از کربلای [[خوزستان]] و از راه های پُر پیچ و خم، بپذیری. در ضمن امیدوارم به خاطر زحمات فراوانی که تاکنون برای من کشیدی، حلالم کنی؛ چون در این جا جنگ است. [[جنگ]] بین حق و باطل و جنگ در راه عقیده و در این جنگ هر آن امکان مرگ وجود دارد و اکنون ما توفیق خدمت در این راه را پیدا کرده ایم. امیدوارم هم شما و هم مادرم زحمات تان را بر من حلال کنید.  
 +
 
 +
...و تنها حرفی که من برای شما امت شهیدپرور! دارم این است که در زندگی صبر داشته باشید؛ چون خدا با صابران است. خدمت شما مادر عزیز و گرامی ام سلام عرض می کنم و امیدوارم حالت خوب باشد و هیچ گونه ناراحتی از بابت من نداشته باشی؛ چون جای من بسیار خوب است و هیچ ناراحتی ندارم. مادر جان! امیدوارم شیر و زحماتت را حلالم کنی و افتخار کنی چنین فرزندی را تحویل جامعه دادی که خدمت کوچکی به اسلام کند. امیدوارم این جهاد کوچک یا جهاد اصغر من، توأم با جهاد اکبر که مبارزه با نفس است، باشد. این خیلی مشکل است؛ چون شیطان در وجود انسان هر آن در کمین است و این مُیسَّر نیست، مگر بخواست خداوند یکتا که امیدوارم خداوند نصیبم کند.  
 +
 
 +
مادر عزیز و گرامی ام! از دامن زن مَرد به معراج میرود و در عرش سیر می کند و اکنون از دامن تو شیرزن، من به این جا آمده ام و اگر هم به عرش برسم از دامن تو به عرش رسیده ام. مادر جان! نقش زن در جامعه اسلامی بسیار مهم می باشد؛ طوری که زن سازنده نسل هاست. تنها خواهشی که از شما امت امام زمانی دارم، این است که همیشه -چه در [[نماز]] و چه در مساجد- رزمندگان اسلام را دعا کنید و از خداوند بخواهید طول عمر به [[امام خمینی]] ، پیر جماران، عطا کند و تا ظهور [[ولی عصر]](عج) او را از ما نگیرد و پیام دیگر من این است که سنگر مساجد و [[نماز جمعه]] را پُر کنید که دشمن از این کار شما خیلی وحشت دارد. صمد رجبعلی<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1672 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
 +
 
  
 +
==پانویس==
 +
<references />
  
 
== رده‌ها ==
 
== رده‌ها ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۹

بسمه تعالی

نام :صمد رجبعلی

نام پدر :اسماعیل

نام مادر :ربابه

محل شهادت :فاو

محل تولد :قزوین - آقا بابا

تاریخ تولد :۱۳۵۰/۰۶/۰۱

محل شهادت :فاو

تاریخ شهادت :۱۳۶۵/۰۲/۰۹

استان محل شهادت :بصره

شهر محل شهادت :فاو

وضعیت تاهل :مجرد

تحصیلات :چهارم ابتدائی

عملیات :سال تفحص

محل کار :بنیاد تحت پوشش

مزار شهید :قزوین - قزوین-شهر کوهین - آقابابا

زندگی نامه

یکم شهریور ۱۳۵۰، در روستای آقابابا از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش اسماعیل، کشاورزی می‌کرد و مادرش ربابه نام داشت. تا چهارم ابتدایی درس خواند. نقاش خودرو بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. نهم اردیبهشت ۱۳۶۵، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

وصیت نامه

پدر عزیز و گرامی ام! امیدوارم سلام گرم مرا -که از درون قلب کوچکم و از وجودم برخاسته- از کربلای خوزستان و از راه های پُر پیچ و خم، بپذیری. در ضمن امیدوارم به خاطر زحمات فراوانی که تاکنون برای من کشیدی، حلالم کنی؛ چون در این جا جنگ است. جنگ بین حق و باطل و جنگ در راه عقیده و در این جنگ هر آن امکان مرگ وجود دارد و اکنون ما توفیق خدمت در این راه را پیدا کرده ایم. امیدوارم هم شما و هم مادرم زحمات تان را بر من حلال کنید.

...و تنها حرفی که من برای شما امت شهیدپرور! دارم این است که در زندگی صبر داشته باشید؛ چون خدا با صابران است. خدمت شما مادر عزیز و گرامی ام سلام عرض می کنم و امیدوارم حالت خوب باشد و هیچ گونه ناراحتی از بابت من نداشته باشی؛ چون جای من بسیار خوب است و هیچ ناراحتی ندارم. مادر جان! امیدوارم شیر و زحماتت را حلالم کنی و افتخار کنی چنین فرزندی را تحویل جامعه دادی که خدمت کوچکی به اسلام کند. امیدوارم این جهاد کوچک یا جهاد اصغر من، توأم با جهاد اکبر که مبارزه با نفس است، باشد. این خیلی مشکل است؛ چون شیطان در وجود انسان هر آن در کمین است و این مُیسَّر نیست، مگر بخواست خداوند یکتا که امیدوارم خداوند نصیبم کند.

مادر عزیز و گرامی ام! از دامن زن مَرد به معراج میرود و در عرش سیر می کند و اکنون از دامن تو شیرزن، من به این جا آمده ام و اگر هم به عرش برسم از دامن تو به عرش رسیده ام. مادر جان! نقش زن در جامعه اسلامی بسیار مهم می باشد؛ طوری که زن سازنده نسل هاست. تنها خواهشی که از شما امت امام زمانی دارم، این است که همیشه -چه در نماز و چه در مساجد- رزمندگان اسلام را دعا کنید و از خداوند بخواهید طول عمر به امام خمینی ، پیر جماران، عطا کند و تا ظهور ولی عصر(عج) او را از ما نگیرد و پیام دیگر من این است که سنگر مساجد و نماز جمعه را پُر کنید که دشمن از این کار شما خیلی وحشت دارد. صمد رجبعلی[۱]


پانویس

  1. پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین

رده‌ها