شهید محمدحسین گل خار: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید محمدحسین گل خار تاریخ تولد :1344/04/25 تاریخ شهادت : 1367/04/22 محل شهادت : نامشخص...» ایجاد کرد)
 
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
شهید محمدحسین گل خار
 
شهید محمدحسین گل خار
 +
 
تاریخ تولد :1344/04/25
 
تاریخ تولد :1344/04/25
 +
 
تاریخ شهادت : 1367/04/22
 
تاریخ شهادت : 1367/04/22
 +
 
محل شهادت : نامشخص
 
محل شهادت : نامشخص
 +
 
محل آرامگاه :خراسان رضوی - گناباد - مهاباد
 
محل آرامگاه :خراسان رضوی - گناباد - مهاباد
  
 
   
 
   
  
زندگینامه
+
==زندگینامه==
 
بسمه تعالی زندگی‌نامه شهید شهید محمد‌حسین گل‌خار در تاریخ 25/05/1344 در روستای گناباد به دنیا آمد. شهید تحصیل را تا پایان دوره‌ی راهنمایی ادامه داد و پس از آن به کشاورزی پرداخت. در سال 1360 در بهبه‌ی جنگ، او که یکی از مریدان و عاشقان امام زمان(عج) بود، لباس سربازی را بر تن کرد. وی پس از طی مراحل آموزشی به جبهه‌ اعزام شد تا کشورش را از قید و بند خصم نجات دهد. با گذشت زمان آرزوی شهادت روز به روز در دل او فزونی می‌گرفت تا بالاخره در تاریخ 22/04/1367 به آرزوی دیرینه‌اش رسید و هنگامی که در منطقه‌ی دهلران از ایران و اسلام دفاع می‌کرد، در بمباران شیمیایی ارتش بعثی عراق به لقاءالله پیوست و جان خود را برای حفظ اسلام قربانی نمود. روحش شاد و یادش گرامی باد
 
بسمه تعالی زندگی‌نامه شهید شهید محمد‌حسین گل‌خار در تاریخ 25/05/1344 در روستای گناباد به دنیا آمد. شهید تحصیل را تا پایان دوره‌ی راهنمایی ادامه داد و پس از آن به کشاورزی پرداخت. در سال 1360 در بهبه‌ی جنگ، او که یکی از مریدان و عاشقان امام زمان(عج) بود، لباس سربازی را بر تن کرد. وی پس از طی مراحل آموزشی به جبهه‌ اعزام شد تا کشورش را از قید و بند خصم نجات دهد. با گذشت زمان آرزوی شهادت روز به روز در دل او فزونی می‌گرفت تا بالاخره در تاریخ 22/04/1367 به آرزوی دیرینه‌اش رسید و هنگامی که در منطقه‌ی دهلران از ایران و اسلام دفاع می‌کرد، در بمباران شیمیایی ارتش بعثی عراق به لقاءالله پیوست و جان خود را برای حفظ اسلام قربانی نمود. روحش شاد و یادش گرامی باد
خاطرات
+
==خاطرات==
بسمه تعالی خاطره شهید زمانی که می‌خواست برود انگار که خبر داشت که شهید میشود. او به شوخی می‌گفت: مراسم ازدواج من به شیرینی شهادت تمام شود. در مرخصی آخری که می‌خواست به منطقه برود با دلی ناامید و چشم‌های اشکبار و لب خندان به منطقه رفت. از خاطرات جالب زندگیش می‌توان گفت، مردم دوست و مهربان بود و در مراسم مذهبی شرکت می‌کرد. علاقه‌ی بسیاری به مراسم مذهبی داشت و همیشه دوستان شایسته برای خود انتخاب می‌کرد که بر روی افکار او تأثیر داشته باشد.
+
بسمه تعالی خاطره شهید زمانی که می‌خواست برود انگار که خبر داشت که شهید میشود. او به شوخی می‌گفت: مراسم ازدواج من به شیرینی شهادت تمام شود. در مرخصی آخری که می‌خواست به منطقه برود با دلی ناامید و چشم‌های اشکبار و لب خندان به منطقه رفت. از خاطرات جالب زندگیش می‌توان گفت، مردم دوست و مهربان بود و در مراسم مذهبی شرکت می‌کرد. علاقه‌ی بسیاری به مراسم مذهبی داشت و همیشه دوستان شایسته برای خود انتخاب می‌کرد که بر روی افکار او تأثیر داشته باشد.<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/23229 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
+
==پانویس==
منبع: سایت شهدای ارتش
+
<references />
http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/23229
+
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:محمدحسین_گل_خار}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان گناباد]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۰

شهید محمدحسین گل خار

تاریخ تولد :1344/04/25

تاریخ شهادت : 1367/04/22

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :خراسان رضوی - گناباد - مهاباد


زندگینامه

بسمه تعالی زندگی‌نامه شهید شهید محمد‌حسین گل‌خار در تاریخ 25/05/1344 در روستای گناباد به دنیا آمد. شهید تحصیل را تا پایان دوره‌ی راهنمایی ادامه داد و پس از آن به کشاورزی پرداخت. در سال 1360 در بهبه‌ی جنگ، او که یکی از مریدان و عاشقان امام زمان(عج) بود، لباس سربازی را بر تن کرد. وی پس از طی مراحل آموزشی به جبهه‌ اعزام شد تا کشورش را از قید و بند خصم نجات دهد. با گذشت زمان آرزوی شهادت روز به روز در دل او فزونی می‌گرفت تا بالاخره در تاریخ 22/04/1367 به آرزوی دیرینه‌اش رسید و هنگامی که در منطقه‌ی دهلران از ایران و اسلام دفاع می‌کرد، در بمباران شیمیایی ارتش بعثی عراق به لقاءالله پیوست و جان خود را برای حفظ اسلام قربانی نمود. روحش شاد و یادش گرامی باد

خاطرات

بسمه تعالی خاطره شهید زمانی که می‌خواست برود انگار که خبر داشت که شهید میشود. او به شوخی می‌گفت: مراسم ازدواج من به شیرینی شهادت تمام شود. در مرخصی آخری که می‌خواست به منطقه برود با دلی ناامید و چشم‌های اشکبار و لب خندان به منطقه رفت. از خاطرات جالب زندگیش می‌توان گفت، مردم دوست و مهربان بود و در مراسم مذهبی شرکت می‌کرد. علاقه‌ی بسیاری به مراسم مذهبی داشت و همیشه دوستان شایسته برای خود انتخاب می‌کرد که بر روی افکار او تأثیر داشته باشد.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

رده‌ها