متن کامل خاطره
بعد از شهادت دوستم علی قصائی خوابی دیدم که در یک مکان بسیار زیبا که دیوارهای آن پوشیده از گلهای زیبا که همه آنها طبیعی بودند و در آن مکان حوض آبی بود که فواره های آب در آن می ریخت حضور دارم و علی در کنار آن حوض نشسته است. من نزدیک او رفتم او بلند شد و همدیگر را در آغوش گفتیم و او را بوسیدم . در حال قدم زدن با ایشان بودم که از خواب بیدار شدم .منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16818یاران رضا]</ref> ==ردهپانویس=={{ترتیبپیشفرض:علی قصائی ایرج}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان شمالی]][[رده: شهدای شهرستان بجنورد]]<references/>