شهید مسلم قلندرابادی: تفاوت بین نسخهها
Bozorgmehr98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| + | کد شهید: 6123870 تاریخ تولد : | ||
| + | نام : مسلم محل تولد : مشهد | ||
| + | نام خانوادگی : قلندرابادی تاریخ شهادت : 1361/11/09 | ||
| + | نام پدر : علیاکبر مکان شهادت : | ||
| − | + | تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : | |
| − | + | شغل : یگان خدمتی : | |
| − | خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید | + | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. |
| − | + | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | |
| + | گلزار : خواجهربیع | ||
| + | خاطرات | ||
| + | خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید | ||
| + | موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد | ||
راوی علی اکبر قلندر آبادی | راوی علی اکبر قلندر آبادی | ||
| + | متن کامل خاطره | ||
چند شب قبل از حرکت او به جبهه در خواب دیدم که در حال غذا دادن به چند کبوتر هستم پس کبوتران به پرواز درآمدند و به سوی آسمان رفتند و چند دستهء کبوتر از طرف دیگر پرواز می کردند و من برای اینکه با کبوتران دیگر هم دسته نشوند برای آنها دانه ریختم از کبوتران خودمان یکی نیامد و بقیهء کبوتران آمدند و بعد از آن که پسرم رفت من در دلم با توجه به آن خواب آگاهی پیدا کردم که اتفاقی خواهد افتاد و بعد از مدتی خبر شهادت چند نفر را آوردند که همرزمان او بودند و بعد از مدتی نیز خبر شهادت او را آوردند و این همان کبوتر پیوسته به جمع کبوتران بود. | چند شب قبل از حرکت او به جبهه در خواب دیدم که در حال غذا دادن به چند کبوتر هستم پس کبوتران به پرواز درآمدند و به سوی آسمان رفتند و چند دستهء کبوتر از طرف دیگر پرواز می کردند و من برای اینکه با کبوتران دیگر هم دسته نشوند برای آنها دانه ریختم از کبوتران خودمان یکی نیامد و بقیهء کبوتران آمدند و بعد از آن که پسرم رفت من در دلم با توجه به آن خواب آگاهی پیدا کردم که اتفاقی خواهد افتاد و بعد از مدتی خبر شهادت چند نفر را آوردند که همرزمان او بودند و بعد از مدتی نیز خبر شهادت او را آوردند و این همان کبوتر پیوسته به جمع کبوتران بود. | ||
| + | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16855 یاران رضا]</ref> | ||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
| − | + | ==نگارخانه تصاویر== | |
| + | <gallery> | ||
| + | Image:شهید مسلم قلندر آبادی .jpg | ||
| + | </gallery> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۴
کد شهید: 6123870 تاریخ تولد : نام : مسلم محل تولد : مشهد نام خانوادگی : قلندرابادی تاریخ شهادت : 1361/11/09 نام پدر : علیاکبر مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : خواجهربیع خاطرات
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد راوی علی اکبر قلندر آبادی متن کامل خاطره
چند شب قبل از حرکت او به جبهه در خواب دیدم که در حال غذا دادن به چند کبوتر هستم پس کبوتران به پرواز درآمدند و به سوی آسمان رفتند و چند دستهء کبوتر از طرف دیگر پرواز می کردند و من برای اینکه با کبوتران دیگر هم دسته نشوند برای آنها دانه ریختم از کبوتران خودمان یکی نیامد و بقیهء کبوتران آمدند و بعد از آن که پسرم رفت من در دلم با توجه به آن خواب آگاهی پیدا کردم که اتفاقی خواهد افتاد و بعد از مدتی خبر شهادت چند نفر را آوردند که همرزمان او بودند و بعد از مدتی نیز خبر شهادت او را آوردند و این همان کبوتر پیوسته به جمع کبوتران بود. [۱]