شهید [[محمد حس ی ن حمزه]]
نام پدر :
محل تولد :
تار ی خ تولد : [[۶۵/۱۲/۱۵]]
تار ی خ شهادت: [[۹۵/۱/۲۶]]
محل شهادت: [[حلب، سور ی ه]]
محل دفن: [[سمنان]]
وصعبت تاهل: متاهل
rId4
==زندگ ی نامه :==
محمد حس ی ن در [[۱۵ اسفند ۱۳۶۵ ]] مصادف با پنج رجب ۱۴۰۷ هجر ی قمر ی چشم به جهان گشود. در همان نوزاد ی به ب ی مار ی سخت ی مبتلا شد که سه بار عمل جراح ی شد. محمدحس ی ن در شرا ی ط ی به دن ی ا آمد که دو دا یی شه ی د و ی ک عمو ی اس ی ر در دست [[بعث ی ]] ان خاطراتش را رقم م ی زد. پدرش پاسدار، [[پاسدار]] ، [[رزمند ه ]] و جانباز؛ [[جانباز]] [؛ مادرش، خواهر دو [[شه ی د ]] که هم ی ن امر باعث شد با فرهنگ ا ی ثار و [[شهادت ]] رشد کند. مراحل تحص ی ل را تا د ی پلم به پا ی ان رسان ی د سپس به کسوت لباس سبز قامتان پرافتخار [[سپاه ]] درآمد .
[[شه ی د ]] محمدحس ی ن علاقه شد ی د ی به مسائل [[نظام ی ]] داشت؛ آخر ی ن مدل سلاح ها ی سبک و سنگ ی ن دن ی ا را از ا ی نترنت در ی افت م ی کرد و با مهندس ی معکوس با پ ی چ ی دگ ی آنها آشنا م ی شد و در صورت ضرورت در [[بس ی ج ]] و تداوم آموزش [[سپاه ]] تدر ی س م ی کرد؛ کم کم شا ی ستگ ی خودش را نشان داد تا ل ی اقت است اد ی آموزش سلاح ها ی پ ی شرفته و به روز را در ی افت کرد .
در م ی اد ی ن مختلف و مراسمات و ی ادبودها حاضر بود؛ در [[ی ادواره شهدا، شهدا]] ، عضو فعال و مبتکر ؛ در ی ادمانها ی [[دفاع مقدس، مقدس]] ، در مراسم اعتکاف در ساخت و ساز [[مسجد ]] و [[حس ی ن ی ه ]] و… خلاصه هرجا خلاء ا ی احساس م ی کرد آنجا را با حضور ش پر م ی کرد؛ چه مسائل [[نظام ی ]] ، چه فرهنگ ی ی ا اجتماع ی و عباد ی و خانوادگ ی …
در سال ۱۳۸۶با خانواده ا ی مذهب ی و [[پاسدار ]] از نسل سادات شهرستان طالقان، [[طالقان]] ، روستا ی اورازان ازدواج کرد. دو عمو ی همسرش بنام ها ی س ی د حسن و حس ی ن م ی رنورالله ی به [[شهادت ]] رس ی ده بودند. حاصل ا ی ن ازدواج دو فرزند به نامها ی محمدمحسن و ز ی نب است؛ و ی ک مسافر در راه که د ی گر چهره پ در را نم ی ب ی ند …
محمدحس ی ن عاشق [[ولا ی ت ]] بود؛ حضور هم ی شگ ی [[چف ی ه ]] بر دوشش نشان از همرنگ ی با [[مقام معظم رهبر ی ]] داشت . با د ی دن شرا ی ط خاص [[س ی ستان و بلوچستان ]] دوبار به مامور ی ت داوطلبانه به آن مناطق رفت و سپس برا ی کمک به [[مدافعان حرم ]] به [[سور ی ه ]] اعزام شد. بار اول در سال ۹۴ به مدت ۳ ماه در [[سو ر ی ه ]] حضور داشت اما در بازگشت به وطن ، بدون همرزم شه ی دش ، محمد طحان، کاملا در نقطه غ ی رت و قدرت ادامه راه [[شهدا ]] قرار گرفت. برا ی بار دوم هم [[داوطلبانه ]] ، عازم منطقه [[حلب سور ی ه ]] شد و مسئول ی ت [[فرمانده ی گروهان ]] را در خط [[پدافند ی ]] به عهده گرفته بود که سرانجام در صبح پنج شن به ۲۶ فرورد ی ن ۱۳۹۵ مصادف با ۶ رجب (سالروز ا ی ام ولادتش به قمر ی ) ساعت ۸:۳۰ بر اثر اصابت [[گلوله ۱۰۶ دشمن ]] ، پرواز کرد .
وداع با پ ی کر ا ی ن شه ی د مدافع حرم ن ی ز روز جمعه سوم ارد ی بهشتماه بعد از نماز مغرب و عشاء در [[گلزار شهدا ی سمنان ]] برگزار شد .
آ یی ن تش یی ع پ ی کر شه ی د محمدحس ی ن حمزه ن ی ز ساعت ۱۰ صبح روز شنبه، چهارم ارد ی بهشتماه از [[معراج شهدا ]] واقع در م ی دان سعد ی سمنان به سمت گلزار شهدا ی ا ی ن شهر انجام شد.
==وص ی ت نامه :==
با سلام خدمت کسان ی که وص ی ت نامه ا ی ن حق ی ر را م ی خوانند ا ی ن وص ی ت نامه را م ی نو ی سم چراکه ی ک مسلمان و [[مومن ]] واقع ی با ی د همانند بزرگان د ی ن به فکر آخرت خو ی ش باشد و از ی اد مرگ غافل نباشد و وص ی ت نامه و کفنش آماده باشد .
نم ی دانم زمان ی که ا ی ن وص ی ت نامه به دستتان م ی رسد در چه حال ی هست ی د ول ی خواهش م ی کنم قبل از هرکار ی برا ی ا ی نجانب وص ی ت نامه را حتما بخوان ی د تا حق الناس گردن کس ی نباشد .
==خاطرات و گزارشات :==
نحوه شهادت :
داعش در حمله ا ی اقدام به پرتاب سه گلوله از توپ ۱۰۶ کرد که ی ک ی از آنها به موقع ی ت بچه ها ی فاطم ی ون برخورد و تعداد ز ی اد ی از آنها را شه ی د کرد. گلوله دوم و سوم به موقع ی ت ما برخورد کرد که ترکش از دو ناح ی ه ی گردن (شاه رگ) و شکم و پهلو به شه ی د عز ی ز اصابت کرد و در ه مان محل موجب شهادت ا ی شان گرد ی د .
*ی ک خاطره :*
ی ک بار درمس ی ر ز ی ارت امام رضا (ع) به قصد د ی دار ا ی شان و خانواده شان به منزلشان رفته بود ی م . چ ی ز ی که در منزلشان ب ی ش از همه جلب توجه م ی کرد؛ نما ی شگاه کوچک ی از پوکه ها و فشنگ ها و آثار و نمادها ی دفاع مقدس بود؛ گوشه ا ی از خانه متعلق به ا ی ن نما ی شگاه بود .
در روزگار ی که ی ز ی د زمانه در چهره آمر ی کا و اسرائ ی ل و آل سعود و داعش به منظور منحرف ساختن اسلام ناب محمد ی و ترو ی ج افکار ش ی طان ی در کشورها ی اسلام ی و دن ی ا نما ی ان شده؛ شما به حق توانست ی د ندا ی لب ی ک ی ا حس ی ن (ع) را با ب ی زار ی جستن از آنان و دفاع از د ی ن خدا با تقد ی م خون مطهرتان عل ی کرده و عرصه را برا ی جولان دادن ا ی ن جلادان شمر صفت با تشک ی ل لشگر جهان ی حزب الله در بلاد اسلام ی تنگ کن ی د .
*ی ادداشت :*
خدا را شکر که در ا ی ن آشفته بازار دن ی ا هنوز راه و رسم جوانمرد ی و غ ی رت فراموش نشده است. خدا را شکر که در م ی ان خ ی مه شب باز ی س ی است بازان، هنوز را ی حه اخلاص و صداقت به مشام م ی رسد. خدا را شکر که با وجود خواب بس ی ار ی از اهال ی سرزم ی نم، مردان ی با چشمان ی ت ی زب ی ن ب ی دارند و م ی دانند اگر برخ ی خواب ی ده اند و ی ا خود را به خواب زده اند آنها تکل ی ف د ی گر ی دارند. خدا را شکر که با گذشت هزار و اند ی سال از حادثه عاشورا، هنوز فر ی اد ه ی هات من الذله سرور آزادگان تار ی خ، خاموش نشده است و مردان ی چون کوه استوار به ق ی مت خون خود از آن پاسدار ی م ی کنند .
ا ی ن روزها مسافر ی د ی گر، از ب ی نمان راه ی کربلا شد. م ی دانم د ی دن چهره معصومانه محسن و ز ی نب حمزه وقت ی عکس پدرشان را در دست گرفته اند و به انبوه جمع ی ت م ی نگرند تلخ است. م ی دانم از ا ی ن پس ز ی نب دستان پدر را در م ی ان موها ی خود حس نخواهد کرد؛ م ی دانم محسن د ی گر نم ی تو اند در خانه با پدرش باز ی کند. همه ا ی ن تلخ ی ها را م ی دانم اما ا ی ن را هم خوب م ی دانم محمدحس ی ن حمزه ستاره ا ی شد تا مردم شهرش، راه را گم نکنند. خوب م ی دانم دستان محسن و ز ی نب از دست پدرشان جدا شد تا دستان ما از دستان سالار شه ی دان جدا نشود. ی اد قلم خون ی ن س ی د مرت ض ی آو ی ن ی بخ ی ر که چه ز ی با نوشت :
« در عالم راز ی است که جز به بها ی خون فاش نم ی شود.»<ref>[http://www.takrimeshahid.ir/2016/09/11/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D9%85%D8%B2%D9%87-%D9%80-%D8%B3%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%86 سایت تکریم شهدای مدافع حرم]</ref>
==پانویس== منبع: http://www.takrimeshahid.ir/2016/09/11/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D9%85%D8%B2%D9%87-%D9%80-%D8%B3%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%86<references />