{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = رمضانعلیقربانی|تصویر =شهید رمضان علی قربانی.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد =[[مشهد]]|شهادت = [[1367/04/04]]|وفات = |مرگ = |محل دفن [[=خواجهربیع]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = [[رزمنده]]|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات =|تخصصها = |شغل = |خانواده = نام پدر:علیاصغر}}
کد شهید: 6721513 تاریخ تولد :
نام : رمضانعلی محل تولد : مشهد
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : خواجهربیع
==خاطرات==اعتقاد به ولایت* موضوع اعتقاد به ولايت در حدود هفده سال پیش در سال 61 همین منزلی که اکنون در آن سکونت داریم را می ساختیم در قسمت سرویس پله که به طبقه بالا راه داشت و الان برداشته شده بر روی یک تیر آهن که در قسمت سقف نصب شده بود با خط زیبا و درشت و رنگ کرم این جمله زیبا نوشته شده بود: (امام را دعا کنید.) ابتدا پدرم که مشاهده نمود فکر می کرد که اکنون یکی از ما آن را نوشته ایم چون بقدری تازه و براق بود که انگار همین الان آن را بر روی آهن نوشته اند. من که باورم نمی شد از برادرم حمید و علیرضا پرسیدم: شما نوشته اید؟ ولی آنها گفتند که نه، برادرم علیرضا پس از کمی تأمل و فکر کردن، ماجرا را تعریف کرد و گفت: زمانی که من کلاس اول دبستان بودم و چیزی از امام و رهبر به آن صورت نمی فهمیدم رمضانعلی این جمله را نوشت و به ما که کوچکتر بودیم می گفت: هر وقت این نوشته را دیدید سه بار با صدای بلند این جمله را تکرار کنید. (خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.)راوی مریم قربانیمتن کامل خاطره<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16720 یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references/>
در حدود هفده سال پیش در سال 61 همین منزلی که اکنون در آن سکونت داریم را می ساختیمدر قسمت سرویس پله که به طبقه بالا راه داشت و الان برداشته شده بر روی یک تیر آهن که در قسمت سقف نصب شده بود با خط زیبا و درشت و رنگ کرم این جمله زیبا نوشته شده بود==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image: (امام را دعا کنید.) ابتدا پدرم که مشاهده نمود فکر می کرد که اکنون یکی از ما آن را نوشته ایم چون بقدری تازه و براق بود که انگار همین الان آن را بر روی آهن نوشته اندشهید رمضان علی قربانی. من که باورم نمی شد از برادرم حمید و علیرضا پرسیدمjpg</gallery>==رده=={{ترتیبپیشفرض: شما نوشته اید؟ ولی آنها گفتند که نه، برادرم علیرضا پس از کمی تأمل و فکر کردن، ماجرا را تعریف کرد و گفترمضانعلیقربانی}}[[رده: زمانی که من کلاس اول دبستان بودم و چیزی از امام و رهبر به آن صورت نمی فهمیدم رمضانعلی این جمله را نوشت و به ما که کوچکتر بودیم می گفتشهدا]][[رده: هر وقت این نوشته را دیدید سه بار با صدای بلند این جمله را تکرار کنید. (خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.)شهدای دفاع مقدس]]منبع سایت[[رده: httpشهدای ایران]][[رده://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16720شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان مشهد]]