ویرایش‌ها

شهید محمد رضا کریمی متولد سال1349

۱٬۱۳۳ بایت اضافه‌شده، ‏۲۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۶
rId5{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = محمد رضا کریمی|تصویر = min-picture30.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = [[قزوین، 1349/03/30]] |شهادت = [[شلمچه|1366/01/22]] |وفات = |مرگ = |محل شهادت = [[ایران]] |محل دفن = [[گلزار شهداى قزوین]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمت‌ها = [[بسیجی]]|جنگ‌‌ها = |نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ = |فعالیت‌ها = |تحصیلات = سوم راهنمایی|تخصص‌ها = |شغل = |خانواده = نام پدر:عباس}}
نام: محمد رضا کریمی==زندگي نامه==
محمدرضا کریمی سی‌ ام خرداد ۱۳۴۹ ، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش عباس، کارگر کارخانه بود و مادرش گل‌عنبر نام پدر: عباسداشت. دانش‌آموز سوم راهنمایی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت . بیست و دوم فروردین ۱۳۶۶ ، در [[شلمچه]] به [[شهادت]] رسید . پیکر او مدت‌ها در منطقه بر جا ماند و سال ۱۳۷۴ ، پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد. برادرش علی نیز [[شهید]] شده است.
نام مادر: گل عنبر==وصیت نامه==
محل شهادتعقیده ی بنده از رفتن به جبهه، لبیک گفتن به ندای امام امت و یاری رساندن به دین اسلام و ادامه دادن راه شهدا می باشد؛ که امید بازگشت را در خود احساس نمی کنم! بنده راه خود را می شناسم و آگاهانه در این راه مقدس قدم می گذارم؛ لذا انتخابم به تقلید هیچ کس نمی باشد و تا آخرین قطره ی خونم پایداری و استقامت می نمایم و در این راه مقدس هیچ گونه رِخوت و سستی از خود نشان نمیدهم. امیدوارم بنده ی خوبی برای خداوند باشم و خدا را شُکر می کنم که به من چنین توفیقی داد تا بتوانم در صفوف دیگر رزمندگان حاضر باشم . دنیا، مزرعه ی آخرت است و هر کس در این دنیا کِشت کُند، در آن دنیا برداشت می کند و نیز هر انسانی یک روز به دنیا می آید و روزی هم از دنیا خواهد رفت؛ چه بسیار پیامبران و امامان معصوم آمدند و بعد از مدتی رفتند؛ مرگ به سراغ همه می رود و چه بهتر که مُردن در راه خدا باشد. ای مردم و ای ملتِ قهرمان و [[شهید]] پرور ایران ! به ندای امام عزیزمان لبیک گویید و حضورتان را در جبهه ها محکم تر سازید و فرصت را به دشمن ندهید و همیشه در حال آماده باش باشید، تا دشمن در بین شما رخنه نکند؛ پس در راه خدا به جهاد برخیزید و از مُردن نترسید . پشت جبهه ها را محکم نگه دارید و در نمازهای جمعه و جماعات و در راهپیمایی ها شرکت کنید و مُشت محکمی بر دهان یاوه گویان آمریکا و دیگر اَبرقدرت ها بزنید؛ شرکت شما در چنین مجالسی ، زمینه ساز پیروزی رزمندگان و فرجِ حضرت ولی عصر(عج) می باشید. پدر و مادر عزیزم ! گرچه من می خواستم عصای پیری شما باشم؛ اما چه کنم که شیطان بزرگ به مملکت اسلامیمان تجاوز و هزاران خانه و آشیانه را خراب کرده است و خون هزاران جوان را به زمین ریخته است. مگر می شود انسان برابر چنین تجاوزهایی طاقت بیاورد؟ این انقلاب به راحتی به دست ما نرسیده و خون ها ریخته شده تا به دست ما رسیده است. انقلابی که می خواهد پایدار باشد، باید استقامت کرد و باید خون داد تا جامعه ی آینده خوب باشد. در زمان پیامبران هم جنگ بوده و خون هم ریخته شده است. در واقعه ی کربلا هم ۷۲ تن از یاران مخلص امام حسین (ع) [[شهید]] شدند و سر امام حسین (ع) را از تن جدا کردند؛ پس وظیفه ی ما این است که تا آخرین قطره ی خون خود، در راه مقدس پایداری کنیم . ( ۱۶۲۴۱۴۱) محمدرضاکریمی۲۳/۱۱/۶۵<ref>[http: شلمچه//khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2222 سایت خط سرخ]</ref>
محل تولد: قزوین ==پانویس== <references />==نگارخانه تصاویر==<gallery>
تاریخ تولدImage: ۱۳۴۹/۰۳/۳۰6978.jpgImage:6979.jpgImage:6976.jpgImage:min-picture (18).jpg
تاریخ شهادت: ۱۳۶۶</۰۱/۲۲gallery>==رده==استان محل شهادت{{ترتیب‌پیش‌فرض: خوزستان محمدرضا کریمی}} شهر محل شهادت[[رده: خرمشهرشهدا]] وضعیت تاهل[[رده: مجرد شهدای دفاع مقدس]] درجه نظامی تحصیلات[[رده: سوم راهنمائی  رشته - عملیات سال تفحص: 1374 محل کار بنیاد تحت پوشش مزار شهید: قزوین - قزوین زندگي نامه کریمی ، محمدرضا: سی‌ ام خرداد ۱۳۴۹ ، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش عباس، کارگر کارخانه بود و مادرش گل‌عنبر نام داشت. دانش‌آموز سوم راهنمایی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت . بیست و دوم فروردین ۱۳۶۶ ، در شلمچه به شهادت رسید . پیکر او مدت‌ها در منطقه بر جا ماند و سال ۱۳۷۴ ، پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد. برادرش علی نیز شهید شده است. وصایا شهید، محمدرضا کریمی : عقیده ی بنده از رفتن به جبهه، لبیک گفتن به ندای امام امت و یاری رساندن به دین اسلام و ادامه دادن راه شهدا می باشد؛ که امید بازگشت را در خود احساس نمی کنم! بنده راه خود را می شناسم و آگاهانه در این راه مقدس قدم می گذارم؛ لذا انتخابم به تقلبد هیچ کس نمی باشد و تا آخرین قطره ی خونم پایداری و استقامت می نمایم و در این راه مقدس هیچ گونه رِخوت و سستی از خود نشان نمیدهم. امیدوارم بنده ی خوبی برای خداوند باشم و خدا را شُکر می کنم که به من چنین توفیقی داد تا بتوانم در صفوف دیگر رزمندگان حاضر باشم . دنیا، مزرعه ی آخرت است و هر کس در این دنیا کِشت کُند، در آن دنیا برداشت می کند و نیز هر انسانی یک روز به دنیا می آید و روزی هم از دنیا خواهد رفت؛ چه بسیار پیامبران و امامان معصوم آمدند و بعد از مدتی رفتند؛ مرگ به سراغ همه می رود و چه بهتر که مُردن در راه خدا باشد. ای مردم و ای ملتِ قهرمان و شهید پرور ایران ! به ندای امام عزیزمان لبیک گویید و حضورتان را در جبهه ها محکم تر سازید و فرصت را به دشمن ندهید و همیشه در حال آماده باش باشید، تا دشمن در بین شما رخنه نکند؛ پس در راه خدا به جهاد برخیزید و از مُردن نترسید . پشت جبهه ها را محکم نگه دارید و در نمازهای جمعه و جماعات و در راهپیمایی ها شرکت کنید و مُشت محکمی بر دهان یاوه گویان آمریکا و دیگر اَبرقدرت ها بزنید؛ شرکت شما در چنین مجالسی ، زمینه ساز پیروزی رزمندگان و فرجِ حضرت ولی عصر(عج) می باشید. پدر و مادر عزیزم ! گرچه من می خواستم عصای پیری شما باشم؛ اما چه کنم که شیطان بزرگ به مملکت اسلامیمان تجاوز و هزاران خانه و آشیانه را خراب کرده است و خون هزاران جوان را به زمین ریخته است. مگر می شود انسان برابر چنین تجاوزهایی طاقت بیاورد؟ این انقلاب به راحتی به دست ما نرسیده و خون ها ریخته شده تا به دست ما رسیده است. انقلابی که می خواهد پایدار باشد، باید استقامت کرد و باید خون داد تا جامعه ی آینده خوب باشد. در زمان پیامبران هم جنگ بوده و خون هم ریخته شده است. در واقعه ی کربلا هم ۷۲ تن از یاران مخلص امام حسین (ع) شهید شدند و سر امام حسین (ع) را از تن جدا کردند؛ پس وظیفه ی ما این است که تا آخرین قطره ی خون خود، در راه مقدس پایداری کنیم . ( ۱۶۲۴۱۴۱) محمدرضاکریمی۲۳/۱۱/۶۵ ]]http[[رده://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2222شهدای استان قزوین]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش