ویرایش‌ها

شهید محمد حسن کبیری

۴۴ بایت اضافه‌شده، ‏۲۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۷
محمد را در سکوت می بینیم. وقتی به او می گویم تو حتما رفتنی هستی با وجود اینکه ناراحت می شود اما باز هم سکوتش را نمی شکند و فقط سرش را پایین می اندازد. وقتی از دوستانش می پرسم که چگونه رفت؟ می گویند: وصیت نامه اش را بخوان می خوانم نوشته است: دوست دارم با تن پاره پاره شده، صورت سرخ شده و پهلوی شکسته به دیدار خدا بروم. دوست دارم ناله یا زهرا در آخرین لحظات ورد زبانم باشد و دوست دارم ... سر برمی دارم دوستان با بغض می گویند: درست همان طور که می خواست رفت.
منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17251یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references/>
۴۴۶
ویرایش