ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید سید حسن کاظمی

۴۴ بایت اضافه‌شده، ‏۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۸
بعد از ازدواج با اینکه چیزی نگذشته بود هر وقت به حرم مطهر حضرت رضا (ع) مشرف می شدیم بعد از خواندن زیارت نامه و نماز زیارت ایشان در کنار ضریح مطهر مشرف می شد و منقلب می شد و گریه زیادی می کرد . یک دفعه به او گفتم : چرا اینقدر گریه می کنی؟ گفت : از امام رضا (ع) فرزند سالم و صالح می خواهم تا اینکه بعد از تولد فرزندمان برای اولین دفعه به حرم مطهر مشرف شدیم . دو مرتبه همان جریان پیش آمد و در جواب به من گفت : حالا شهادت می خواهم . از حرم که برگشتیم صاحبخانه گفت : آقایی آمد و این کتاب را - نوای عاشورا - آورده گفته است به آقای کاظمی بگو این را آقایی آورده که همیشه با هم به مسجد می رفتید و با هم قرآن می خواندید . در آن لحظه ما هر چه فکر کردیم چنین آقایی را با این چنین مشخصات نشناختیم و بعد به من الهام شد که ایشان جواب را از امام رضا (ع) گرفتند و سرنوشت زندگی من چه خواهد شد .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2017139 یاران رضا]</ref>
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 17139=پانویس==<references/>
۴۴۶
ویرایش