بسمه تعالی
کد شهید: 6009236 تاریخ تولد :
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : شهدا
==خاطرات== *تولد و کودکیموضوع تولد و کودکيراوی : سید علی علویمتن کامل خاطره
یادم هست ماه مبارک رمضان بود که با فرزندم سید برای جمع آوری زیره به بیرون از روستا رفته بودیم . و در نزدیکی ظهر ایشان بسیار تشنه شده بود به حدی که لبهایش سیاه شده بود علی رغم پا فشاری که کردم که روزه ات را باز کن ولی ایشان تا موقع افطار صبر کردند در حالی که هنوز در سن کودکی به سن تکلیف نرسیده بود و روزه برایشان واجب نبود.
عشق به جهادموضوع *عشق به جهاد راوی : فاطمه دوراندیشمتن کامل خاطره
به خاطر دارم قد و هیکل فرزندم سید محمد خیلی کوچک بود و با توجه به این که علاقه ی وافری به جبهه و جنگ داشت. به شهر رفت تا کفش پاشنه بلند بخرد و بدین وسیله او را برای اعزام به جبهه ثبت نام کنند.
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی سید علی علوی
متن کامل خاطره
*خواب و رویای دیگران درمورد شهید راوی : سید علی علوی خواب دیدم که به مشهد رفته ایم و جلوی حرم امام رضا(ع)هستیم و فرزندم سید محمد را دیدم که در جلوی در حرم ایستاده بود رفتم جلو تا با او صحبت کنم به من گفت:وقتی به شهادت رسیدم و مرا دفن کردند از آن موقع خادم حرم امام رضا(ع)هستم،ناراحت نباشید جایم بسیار خوب است. عشق به جهادموضوع *عشق به جهاد راوی : سید حسین علویمتن کامل خاطره
به یاد دارم اوایل انقلاب بود و برادران سپاهی جهت فراگیری و آموزش اسلحه به روستا آمده بودند به محض این که از طریق بلند گویشان برادران را فرا خواندند برادرم سید محمد فوراًً خود را به مسجد رساند تا آموزش اسلحه را فرا گیرد.
لحظه و نحوه شهادتموضوع *لحظه و نحوه شهادت راوی : مهدی قلی نژادمتن کامل خاطره
یادم هست روزی سید محمد هنگام نماز ظهر در خط مقدم، موقعی که داشتند وضو می گرفتند ترکش خمپاره به ایشان اصابت کرد و در تنگه چذابه در سال 1360به شهادت رسیدند.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14925 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />