بعد از اینکه على وارد سپاه شد مرتب عازم جبهه بود یک روز به او پیشنهاد کردیم که حالا که پاسدار شدهاى بیا تا دامادت کنیم اما او قبول نکرد گفت : فعلا نمىخواهم ازدواج کنم تا ببینم وضعیت ما و جنگ چه مىشود بالاخره با اصرارهاى فراوان از دختر دائىاش خاستگارى کردیم و جواب گرفتیم اما على راضى نبود و یک مختصر مجلسى برپا کردیم و نامزدش را عقد کردیم و در منطقه ما رسم است که شب عقد داماد معمولا در خانه عروس مىخوابد اما على از خوابیدن خوددارى کرد گفتم پدر جان من برایت دختر عقد کردم خوبیت ندارد که نخوابى برو کنار نامزدت بخواب گفت بابا جان یک عملیات هست که من باید شرکت کنم و تا از این عملیات برنگردم پیش نامزدم نمىخوابم امکان دارد در این عملیات سرنوشتم تغییر کند و به شهادت برسم گفتم من آرزو دارم از توفرزند و عروسى داشته باشم اما قبول نکرد و رفت عازم منطقه عملیاتى شد و بعد از مدتى در عملیات خیبر به درجه رفیع و پر فیض و افتخار شهادت نائل گشت و با این عملى که انجام داد گدشت ایثار فداکارى مردانگى و بزرگى و کرامتش را بر همگان اثبات نمود .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15006 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
منبع سایت==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image: http://wwwشهید علی اصغر علیپور.yaranereza.irjpg</ShowSoldier.aspx?SID= 15006gallery>