ویرایش‌ها

شهید سید محمد علوی

۱٬۲۸۹ بایت اضافه‌شده، ‏۲۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۳
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = سیدمحمدعلوی‌ |تصویر =شهید سید محمد علوی.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد =[[قاین]]|شهادت = [[تنگه چزابه1360/11/23]]|وفات = |مرگ = |محل دفن =[[شهدا]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمت‌ها =[[رزمنده‌]]|جنگ‌‌ها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ = |فعالیت‌ها = |تحصیلات =|تخصص‌ها = |شغل = |خانواده = نام پدر:سیدعلی‌}}
کد شهید: 6009236 تاریخ تولد :
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
گلزار : شهدا
==خاطرات تولد و کودکیموضوع تولد و کودکيراوی سید علی علویمتن کامل خاطره==
یادم هست ماه مبارک رمضان بود که با فرزندم سید برای جمع آوری زیره به بیرون از روستا رفته بودیم . * تولد و در نزدیکی ظهر ایشان بسیار تشنه شده بود به حدی که لبهایش سیاه شده بود علی رغم پا فشاری که کردم که روزه ات را باز کن ولی ایشان تا موقع افطار صبر کردند در حالی که هنوز در سن کودکی به سن تکلیف نرسیده بود و روزه برایشان واجب نبود. عشق به جهادموضوع عشق به جهادراوی فاطمه دوراندیشمتن کامل خاطره
به خاطر دارم قد و هیکل فرزندم سید محمد خیلی کوچک یادم هست ماه مبارک رمضان بود و که با توجه فرزندم سید برای جمع آوری زیره به این که علاقه ی وافری به جبهه و جنگ داشتبیرون از روستا رفته بودیم . به شهر رفت تا کفش پاشنه بلند بخرد و بدین وسیله او در نزدیکی ظهر ایشان بسیار تشنه شده بود به حدی که لبهایش سیاه شده بود علی رغم پا فشاری که کردم که روزه ات را برای اعزام باز کن ولی ایشان تا موقع افطار صبر کردند در حالی که هنوز در سن کودکی به جبهه ثبت نام کنند. خواب سن تکلیف نرسیده بود و رویای دیگران درمورد شهیدموضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيدروزه برایشان واجب نبود. راوی : سید علی علویمتن کامل خاطره
خواب دیدم که به مشهد رفته ایم و جلوی حرم امام رضا(ع)هستیم و فرزندم سید محمد را دیدم که در جلوی در حرم ایستاده بود رفتم جلو تا با او صحبت کنم به من گفت:وقتی به شهادت رسیدم و مرا دفن کردند از آن موقع خادم حرم امام رضا(ع)هستم،ناراحت نباشید جایم بسیار خوب است عشق به جهادموضوع * عشق به جهادراوی سید حسین علویمتن کامل خاطره
به یاد خاطر دارم اوایل انقلاب بود قد و برادران سپاهی جهت فراگیری هیکل فرزندم سید محمد خیلی کوچک بود و آموزش اسلحه با توجه به روستا آمده بودند به محض این که از طریق بلند گویشان برادران را فرا خواندند برادرم سید محمد فوراًً خود را علاقه ی وافری به مسجد رساند جبهه و جنگ داشت. به شهر رفت تا آموزش اسلحه کفش پاشنه بلند بخرد و بدین وسیله او را فرا گیردبرای اعزام به جبهه ثبت نام کنند. لحظه و نحوه شهادتموضوع لحظه و نحوه شهادتراوی مهدی قلی نژادمتن کامل خاطره : فاطمه دوراندیش
یادم هست روزی سید محمد هنگام نماز ظهر در خط مقدم، موقعی که داشتند وضو می گرفتند ترکش خمپاره به ایشان اصابت کرد * خواب و در تنگه چذابه در سال 1360به شهادت رسیدند.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14925 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==رویای دیگران درمورد شهید
خواب دیدم که به مشهد رفته ایم و جلوی حرم امام رضا(ع) هستیم و فرزندم سید محمد را دیدم که در جلوی در حرم ایستاده بود رفتم جلو تا با او صحبت کنم به من گفت:وقتی به [[شهادت]] رسیدم و مرا دفن کردند از آن موقع خادم حرم امام رضا(ع) هستم، ناراحت نباشید جایم بسیار خوب است.
راوی : سید علی علوی
*عشق به جهاد
 
به یاد دارم اوایل انقلاب بود و برادران سپاهی جهت فراگیری و آموزش اسلحه به روستا آمده بودند به محض این که از طریق بلند گویشان برادران را فرا خواندند برادرم سید محمد فوراًً خود را به مسجد رساند تا آموزش اسلحه را فرا گیرد. راوی : سید حسین علوی
 
* لحظه و نحوه شهادت
 
یادم هست روزی سید محمد هنگام نماز ظهر در خط مقدم، موقعی که داشتند وضو می گرفتند [[ترکش]] [[خمپاره]] به ایشان اصابت کرد و در [[تنگه چذابه]] در سال 1360 به [[شهادت]] رسیدند. راوی : مهدی قلی نژاد. <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14925 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:شهید سید محمد علوی.jpg
</gallery>
== رده‌ها ==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:سید_محمد_علوی}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان جنوبی ]]
[[رده: شهدای شهرستان قاین]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش