شهید حسین کشته مندی: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «کد شهید: 6530780 تاریخ تولد : نام : حسین محل تولد : مشهد نام خانوادگی : کشتهمندی...» ایجاد کرد) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۶: | سطر ۱۶: | ||
به منطقة کردستان که مأموریت رفته بودیم با پیرمرد چوپان روستایی دوست شده بودیم و همیشه به او لباس و غذا می دادیم. پیرمرد هر روز بعد از ظهر چند ساعتی گوسفندان را رها نموده و به بالای قلّه ای می رفت و پس از ساعتی برمی گشت. پس از مدتی بچه ها گفتند: باید پیر مرد را تعقیب کنیم. بعد از تعقیب وی متوجه شدیم که او در کوله پشتی خود بی سیم سیّاری را که از آن جهت خبر رسانی استفاده می کرده پنهان نموده و هر روز موقعیت نیروها را به عراقیها اطلاع می داده است. سپس او را محاصره و دستگیر کردیم و به جرم خبر چینی و نفاق تحویل مقامات بالا تر دادیم. | به منطقة کردستان که مأموریت رفته بودیم با پیرمرد چوپان روستایی دوست شده بودیم و همیشه به او لباس و غذا می دادیم. پیرمرد هر روز بعد از ظهر چند ساعتی گوسفندان را رها نموده و به بالای قلّه ای می رفت و پس از ساعتی برمی گشت. پس از مدتی بچه ها گفتند: باید پیر مرد را تعقیب کنیم. بعد از تعقیب وی متوجه شدیم که او در کوله پشتی خود بی سیم سیّاری را که از آن جهت خبر رسانی استفاده می کرده پنهان نموده و هر روز موقعیت نیروها را به عراقیها اطلاع می داده است. سپس او را محاصره و دستگیر کردیم و به جرم خبر چینی و نفاق تحویل مقامات بالا تر دادیم. | ||
| − | + | <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17525 یاران رضا]</ref> | |
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۷
کد شهید: 6530780 تاریخ تولد : نام : حسین محل تولد : مشهد نام خانوادگی : کشتهمندی تاریخ شهادت : 1365/01/11 نام پدر : علیمحمد مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : بهشترضا(ع) خاطرات زیرکی و هوشمندی موضوع زيرکي و هوشمندي راوی حسین کشته مندی متن کامل خاطره
به منطقة کردستان که مأموریت رفته بودیم با پیرمرد چوپان روستایی دوست شده بودیم و همیشه به او لباس و غذا می دادیم. پیرمرد هر روز بعد از ظهر چند ساعتی گوسفندان را رها نموده و به بالای قلّه ای می رفت و پس از ساعتی برمی گشت. پس از مدتی بچه ها گفتند: باید پیر مرد را تعقیب کنیم. بعد از تعقیب وی متوجه شدیم که او در کوله پشتی خود بی سیم سیّاری را که از آن جهت خبر رسانی استفاده می کرده پنهان نموده و هر روز موقعیت نیروها را به عراقیها اطلاع می داده است. سپس او را محاصره و دستگیر کردیم و به جرم خبر چینی و نفاق تحویل مقامات بالا تر دادیم. [۱]