ویرایشها
یادم هست وقتیکه حسین [[شهید]] شده بود و او را به خاک سپردیم سه روز گذشت که من در عالم خواب او را در باغی زیبا و بزرگ دیدم. از ایشان سؤال کردم. برادر جان شما که [[شهید]] شدهاید پس چرا اینجا هستید؟ گفت: بله من [[شهید]] شدهام و خانه ابدی من اینجاست، گفتم: وقتی که شما [[شهید]] شده بودید دست و پایتان قطع شده بود ولی حالا صحیح و سالم هستید؟ به من گفت: آن وضع که مرا دیدید در دنیای مادی شماست ولی در این دنیا همه چیز فرق میکند و در ادامه گفت: شما به مادرم بگو که گریه و زاری نکند و ثواب اهدایی خود را بی اجر نگرداند من در راه خدا رفتهام و شما هم این راه را ادامه دهید. در همان لحظه از خواب بیدار شدم. راوی فاطمه کاووسی
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17218 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
</gallery>
==رده==
{{ترتیبپیشفرض: ناصر_جعفری_دولت_آبادیحسین کاوسی}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]