{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = حسیناصغرکلاتهاقامحمدی
|تصویر =حسیناصغر کلاتهاقامحمدی.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[نیشابور]]
|شهادت = [[1362/05/18]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =[[رزمنده]]
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر:علیاکبر
}}
کد شهید: 6220916 تاریخ تولد :
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار :
==خاطرات== توجه به خانواده* موضوع توجه به خانوادهراوی مریم دستجردیمتن کامل خاطره
به یاد دارم زمستان بسیار سردی بود و ما در خانه مان کرسی گذاشته بودیم و به خاطر برف سنگینی که آمده بود نتوانسته بودیم هیزم جمع کنیم و ما با همان هیزم قبلی شب را به سر بردیم. صبح وقتی برای نماز بیدار شدیم دیدم برف سنگینی آمده است و جلوی خانه ما پر از برف است. من بیل را برداشتم و برفها را کنار زدم حسین آمد و به زور بیل را از من گرفت با آنکه برایش دشوار بود تحملّ می کرد . برفها را کم کم کنار می زد و در همین موقع من مقداری کاه آوردم و در کرسی ریختم و کبریت زدم و خانه پر از دود شد. و بچه ها از سوزش چشمانشان شکایت کردند و من کاهها را جمع کردم و چراغ فانوس را زیر کرسی گذاشتم. بالاخره با سردی و گرمی روزگار ساختیم و او از هیچ کاری ترس نداشت تا ما راحت باشیم و من هم به زندگی امیدوار شدم.راوی مریم دستجردیمنبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17577سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:حسیناصغر کلاتهاقامحمدی.jpg</gallery>==رده=={{ترتیبپیشفرض: حسین اصغر کلاته اقامحمدی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان نیشابور]]