تاریخ تولد {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = امرالهحسینی|تصویر =امرالهحسینی.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: 1331پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد =[[نیشابور،1331/06/25]]|شهادت = [[1360/11/18]]|وفات = |مرگ = |محل دفن =|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها =[[رزمنده]]|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات =|تخصصها = |شغل = |خانواده = نام پدر:سیدعلی}}
نام : امراله محل تولد : نیشابور
نام خانوادگی : حسینی تاریخ تولد : 1331/06/25تاریخ شهادت : 1360/11/18
نام پدر : سیدعلی مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
==خاطرات==
* همرزمان امراله نقل کردند که در سال 1360 در پی تک نیروهای [[عراق]]ی به [[تنگه چزابه]] و دفاع رزمندگان منجر به [[شهادت]] تعداد زیادی از آنها شد امر الله نیز بر اثر اصابت [[ترکش]] [[خمپاره]] به ناحیه پشت به درجه رفیع [[شهادت]] رسید.
* حدود ساعت 7 صبح بود که یک [[گلوله]] [[خمپاره]] در نزدیکی ما به زمین خورد که یکی از رزمندگان مجروح سطحی شد و ایشان نیز از ناحیه پشت مورد اصابت [[ترکش]] قرار گرفت. لحظه ای زنده بود و با ذکر خدا به درجه رفیع [[شهادت]] نازل گردید. من به اتفاق دیگر همرزمان جنازه اش را حدود 500 متر به دوش خود به عقب منتقل و از آنجا با ماشین به پشت جبهه فرستادیم.
==خاطرات==• * همرزمان امرالله نقل کردند که در سال 1360 در پی تک نیروهای عراقی به تنگه چزابه و دفاع رزمندگان منجر به شهادت تعداد زیادی از آنها شد امر الله نیز بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه پشت به درجه رفیع شهادت رسید .• حدود ساعت 7 صبح بود که یک گلوله خمپاره در نزدیکی ما به زمین خورد که یکی از رزمندگان مجروح سطحی شد و ایشان نیز از ناحیه پشت مورد اصابت ترکش قرار گرفت . لحظه ای زنده بود و با ذکر خدا به درجه رفیع شهادت نازل گردید . من به اتفاق دیگر همرزمان جنازه اش را حدود 500 متر به دوش خود به عقب منتقل و از آنجا با ماشین به پشت جبهه فرستادیم .• همرزمان امر ا... اله نقل می کردند که در سال 1360 در پی تک نیروهای عراقی [[عراق]]ی به [[تنگه چزابه ]] و دفاع رزمندگان که منجر به [[شهادت ]] تعداد زیادی از آنها شد امر ا... اله نیز بر اثر اصابت [[ترکش ]] [[خمپاره ]] به ناحیه پشت که از سینه او بیرون آمده بود به [[شهادت ]] رسید . • * قبل از اینکه امرالله به جبهه برود ما در حیاطی زندگی می کردیم که از موقع خرید آن در محاسبة اندازة اندازه آن اختلافی بوجود آمده بود و صاحب قبلی آن مدعی مقداری از حیاط بود و چون امرالله نسبت به حلال و حرام مقید بود یک طرف از حیاط را بدون هیچگونه وجهی به او واگذار کرد.
• * قبل از اینکه امرالله به جبهه برود ما در حیاطی زندگی می کردیم که از موقع خرید آن در محاسبة اندازه و مسافت آن اختلافی بوجود آمده بود و صاحب قبل آن مدعی مقداری از حیاط بود و چون امرالله نسبت به حلال و حرام مقید بود یک طرف از حیاط را بدون هیچگونه وجهی به او واگذار کرد.• * موقعی که اسدا... اسداله می خواست به جبهه برود پدرش مریض بود و می خواست که ناراحت نشود گفت : می خواهم به نیشابور بروم و خداحافظی کرد و رفت . ولی از نیشابود نیشابور برای پدرش سفارش کرده بود و تقاضای حلالیت کرده بود .<ref>[http://%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7004 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:امرالهحسینی.jpg <references /gallery>==رده=={{ترتیبپیشفرض: امراله حسینی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان نیشابور]]