ویرایش‌ها

شهید جواد کشکی‌ وا

۱٬۷۲۸ بایت اضافه‌شده، ‏۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۹
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = جوادکشکی‌واکد شهید|تصویر =جوادکشکی‌وا.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: 6011050 پرچم ایران.png|22px]] ایرانی |شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد =[[مشهد]]|شهادت = [[1360/11/15]]|وفات = |مرگ = |محل دفن =[[خواجه‌ربیع‌]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمت‌ها =[[رزمنده‌]]|جنگ‌‌ها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ = |فعالیت‌ها = |تحصیلات =|تخصص‌ها = |شغل = |خانواده = نام پدر: جواد غلامرضا}}
نام خانوادگی : کشکی‌وا
نام پدر کد شهید: 6011050 تاریخ تولد : غلامرضا  نام : جواد محل تولد : مشهد نام خانوادگی : کشکی‌وا تاریخ شهادت : 1360/11/15 تحصیلات نام پدر : غلامرضا مکان شهادت : نامشخص
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 نوع عضویت : سایر شهدا  مسئولیت : رزمنده‌ 
گلزار : خواجه‌ربیع‌
 
==خاطرات==
* موضوع پرهيز از گناه
پرهیز از گناه راوی غلامرضا کشکی وا  در طول سربازی اش دوازده هزار و هشصد تومان خرجش کردیم ششصد تومان از آن را به ما داد یک دفعه ما می خواستیم به ملاقاتش برویم مدتی معطل شدیم و بعد او را پیدا کردیم که او تعمیر کار ماشین بود که ماشیبن افسران را تعمیر می کرد .بعد از احوال پرسی فهمیدیم که چهار تیغ به او داده اند که ریشش را بتراشد .گفتم این کار خوبی نیست گفت:گه کار که چکار کنم دستور از بالاست گفتم برایت درست می کنم .یک حلب روغن به افسر مربوطه دادم و او را از آنجا به جای دیگر انتقال دادند .جواد می گفت : دخترهای امریکایی را اینجا لخت کرده اند و به ما نشان می دهند .باز یک حلب روغن به یک افسر دیگر دادم و جواد را از آنجا به جای دیگری انتفال دادند .راوی غلامرضا کشکی وا  منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17528یاران رضا]</ref>==پانویس==<references/>==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:جوادکشکی‌وا.jpg</gallery>==رده=={{ترتیب‌پیش‌فرض: جوادکشکی‌وا}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان مشهد]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش