متن کامل خاطره
یکی از همرزمانش تعریف می کرد و می گفت:ایشان (عیسی)از ناحیه پیشانی مجروح شده بودند ، من ایشان را کول کردم و حدودا 400 متر به پشت خط آوردم تا با آمبو لانس برسانم.در بین راه گفت:چرا زحمت کشیدی من نم خواستم حتی یک موچه ای از من رنجیده شود،همین جا مرا به زمین بگذار می خواهم زحمت را کم کنم و زمانی که او را به زمین گذاشتم بعد از لحظاتی به شهادت رسید.منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17691یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references/>