ویرایش‌ها

شهید محسن وزوایی

۷۳۴ بایت اضافه‌شده، ‏۱۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۵
محسن پس از آموزش فنون چریکی به عضویت نهاد مقدس سپاه پاسداران درآمد و مسئولیت‌های بسیاری را بر عهده گرفت. گردان 9، گردان حبیب، لشگر 10، گیلانغرب، گردان ولی‌عصر (عج) و ... خاطرات زیبایی از حضور او را در طول سال‌های دفاع مقدس به یاد دارند. (1) وزوایی پس از شرکت در عملیات‌های مختلف برای شرکت در عملیات بیت‌المقدس عازم جبهه‌های جنوب شد و در همین عملیات مسئولیت محور عملیاتی تیپ محمد رسول‌الله (ص) را بر عهده گرفت. سرانجام پیک وصل برشانه های خسته محسن نشست و نوید عروجی خونین را به او داد، انفجار گلوله توپ در تاریخ 10 اردیبهشت‌ماه سال 1361 فرمانده گردان حبیب بن مظاهر (ع) را به شهادت رساند. پیکر پاک وزرایی را در بهشت‌زهرا (س) به خاک سپردند.<ref>[http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=270 صفحه مربوط به شهید محسن وزوایی در سایت صبح]</ref>   
من کربلا را برای خود نمی‌خواهم بلکه برای انسان بعدی می‌خواهم ما برای خودمان فعالیت و مبارزه نمی‌کنیم. برای نسل‌های بعدی این مملکت می‌جنگیم برای هفت هشت سال دیگر. یک پیام برای امت مسلمان دارم امت ما بدانند که تا موقعی که فرزندان اسلام زنده باشند همان طوری که امام گفته‌اند تا آخرین قطره خون در راه اسلام، دفاع می‌کنیم چه کشته شویم و چه بکشیم، پیروزیم مرگ در اینجا مفهومی ندارد. بنابراین با اعتقاد به اسلام و ولایت‌فقیه تا آخرین قدم پیش می‌رویم تا جائیکه قدرت اسلام با متصل شدن به حکومت مهدی (عج) در سرتاسر جهان مستقر شود و عدل الهی برقرار شود بنابراین بدانند که این گروه‌ها و لیبرال‌ها! به هیچ‌وجه نمی‌توانند خلل به اسلام وارد کنند چون این نیروها در خدمت اسلام هستند و جز اسلام و خدا پناه دیگری ندارند این پناهگاه بهترین پناهگاه برایشان است. پس بیایید همگی با هم با اعتقاد به ولایت‌فقیه، حکومت واحد را با صدور انقلابمان به تمام جهان
<ref>[http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=270 صفحه مربوط به شهید محسن وزوایی در سایت صبح]</ref>
http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=270
اردیبهشت ماه بود، هوا نسبتاً خوب به نظر می‌رسید عملیات بیت‌المقدس آغاز شد، وزوایی و شهبازی مسئولیت دو محور را بر عهده داشتند. سحرگاه حاج احمد متوسلیان دستور داد، وزوایی دو گردان از نیروهای خود را روانه غرب کارون نماید. گردان‌های میثم تمار و مقداد به راه افتادند. جاده خرمشهر - اهواز به زیر دو پایشان می‌لرزید. گردان‌ها در میان جاده‌ها با موانع روبه رو شدند. حاج احمد محسن را به آنجا فرستاد. خورشید کم‌کم به آسمان می‌آمد ناگهان هواپیماهای دشمن در بالای سر رزمنده‌ها به پرواز درآمدند. باران آتش پاتک سنگین بعثی‌ها تمام مواضع تیپ 27 محمد رسول‌الله (ص) را به خطر انداخته بود. هوا روشن شد،وزوایی تمام تلاش خود را مصروف نجات گران میثم تمار از میان آتش کرد. نگران بچه‌ها بود. باید آن‌ها را از منطقه بیرون می‌کشید. ناگهان گلوله‌ای به زمین اصابت کرد. محسن بر خاک افتاد. کمی چشمانش را باز کرد گرد و غبار مقابل دیدنش را گرفت. بوی دود و باروت آزارش می‌داد. چشمانش را بست. پیکر خون‌آلود محسن در میان نوحه و ناله بچه‌ها به عقبه منتقل شد.
<ref>[http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=270 صفحه شهید محسن وزوایی در سایت صبح]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
httpImage://sobh6027 (1).org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=270jpg
<gallery>
 
Image:1 (1).jpg
Image:1 (2).jpg
Image:1 (3).jpg
Image:1 (4).jpg
Image:1 (5).jpg
Image:1 (6).jpg
Image:1 (7).jpg
Image:1 (8).jpg
Image:1 (9).jpg
Image:1 (10).jpg
Image:1 (11).jpg
 
</gallery>
 
</gallery>
==پانویس==
 <references/>== رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض:محسن_وزوایی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ]] [[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان تهران]][
۸۹۶
ویرایش