ویرایشها
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = غلامحسینفتحیگوش
|تصویر =شهید غلامحسین فتحی گوش.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[مشهد]]
|شهادت = [[1362/05/28]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =[[خواجهربیع]]
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =[[رزمنده]]
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر:حسین
}}
کد شهید : 6218362
==خاطرات==
موضوع توصيه هاي شهيد
موضوع توصيه هاي شهيد
وقتی که کوچک بود مریضی سختی گرفت شب و روز گریه می کرد و او را به مدت یک ماه به بیمارستان بردیم و بستری نمودیم. خیلی ازاین موضوع ناراحت بودم و کارم شده بود گریه کردن یک شب خواب دیدم دو تا پسر آمدند درب خانه و هرکاری کردم به داخل نیامدند و دم درب حیاط ایستادند و گفتند: ما بچه ات را شفا دادیم دیگر برای سلامتی اوگریه نکن، که ما از ناراحتی شما ناراحت می شویم. بعد از مدت کوتاهی فرزندم خوب شد تا اینکه خدا خواست و او [[شهید]] شد.
* موضوع توصيه هاي شهيد
یک دفعه که می خواستیم به خانه برویم سوار اتوبوس شدیم. داخل اتوبوس یکی از برادران مهاجر بود که با ما پرخاشگری نمود. من ناراحت شدم و تا خواستم او را بزنم غلامحسین مچ دستم را گرفت و گفت: چکار می کنی؟ ای بابا این مهاجر است. کسی را اینجا ندارد و ضعیف است من هم با شما هستم و شما پشتت به من گرم است وشما می توانید او را به راحتی بزنید. واگر او را بزنید هنر کرده ای؟ شما اگر از او گذشتی هنر کرده ای واگر کسی قوی تر از خودت به تو زور گفت و تو در برابر او ایستادی مردانگی کرده ای. از این کار خودم شرمنده شدم و نشستم.
* موضوع توصيه هاي شهيد
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2015742 یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references/>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:شهید غلامحسین فتحی گوش.jpg
</gallery>
==رده==
{{ترتیبپیشفرض: غلامحسین فتحی گوش}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
[[رده: شهدای شهرستان مشهد]]