در یکی از عملیاتها که در کردستان بودم، روزی با آقای کاوه واسدا... کشمیری باهم می رفتیم که یکی از ضد انقلابها آرپی جی به طرف ما شلیک کرد، آرپی جی به درختی خورد و منفجر شد. دست من زخمی شد و ترکش هم به آقای کشمیری خورد ایشان برای چند لحظه بی هوش شد، به سر و صورتش آب زدیم تا به هوش آمد و آن برای اولین بار بود که ایشان مجروح می شد. وقتی به هوش آمد گفت: دیگر ترسم ریخت و حالا هر چه شجاعت داشتم دو برابر شد. من چشمم به خون خودم افتاد و فهمیدم که تیر و ترکش چه مزه خوشی دارد.
منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17537یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references/> ==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:شهید اسد اله کشمیری قرقی.jpg</gallery>