ویرایشها
==زندگی نامه==
سال ۱۳۵۱ و در سن پانزده سالگي راهي كشور قطر شد و به عنوان كارگر در يك كارگاه نجّاري به كار پرداخت.
* تولد
سوم فروردین۱۳۳۶ همزمان با روز نيمه شعبان در روستاي محمد آباد ،یکی از روستاهای استان بوشهر ديده به جهان گشود. اولين فرزند خانواده بود.
*تحصیلات
در سن هفت سالگي راهي مدرسه ششم بهمن سابق شد.او پس از تحصيلات ابتدايي، ترك تحصيل کرد وبه دلیل مشکلات مالی ادامه تحصيل نداد.
* مهاجرت به قطر
*ازدواج
سال ۱۳۵۳ و در ۱۷ سالگی، با خانم فاطمه مقاتلي ازدواج كرد. حاصل ازدواجش دو پسر و سه دختر ميباشد. يكي از پسران الیاس فوت کرد و در حال حاضر تنها يك پسر از ايشان به نام سجاد به يادگار ماند. اوازخدمت سربازی معاف شد.
* حضور در جبهه
* شهادت
پس از انتقال به بيمارستان [[امام خميني (ره)]] تهران، در همان روز به [[شهادت]] رسيد.
پيكر پاك و مطهّر الياس احمدي، چهار روز پس از [[شهادت]] به زادگاهش انتقال يافت و پس از تشييع بسيار باشكوه توسط مردم، در گلزار [[شهداي]] خورموج به خاك سپرده شد.
==خاطرات==
علاوه بر تأمين مخارج خانواده خودش، مخارج والدينش را نيز تأمين مي کرد و اين كار را با خوشرويي و بدون منّت انجام ميداد. اگر پدرش مريض ميشد، او ميگفت اي كاش من خودم دوبار مريض ميشدم، ولي پدرم يكبار هم مريض نميشد.
*← مهربانی الیاس
در خانواده بسيار مهربان بود و با همسر و فرزندان خود، رفتار بسيار مهربانانه و محبّتآميزي داشت.
اگر ميدانست يكي از همسايگانش در موردي نيازمند است، حتي اگر خودش نيز در همان مورد نيازمند بود، همسايه را بر خود ترجيح ميداد و به او كمك ميكرد.
*← اول الیاس
بارها پيش ميآمد كسانيكه به بهداري مراجعه ميكردند، ابتدا سراغ الياس را ميگرفتند. اگر او در بهداري بود، وارد ميشدند و اگر حضور نداشت، برميگشتند. او در كمك به بيماران به خصوص انتقال بيماران اورژانسي به بيمارستان، هيچگاه احساس خستگي نكرد.
موارد متعدّدي پيش آمد كه الياس تازه از سر كار برگشته و هنوز خستگي را از تن خود دور نكرده بود يا اينكه تازه سر سفرة غذا نشسته و يا تازه به حمام رفته بود كه نياز ميشد بيماران اورژانسي را به بيمارستان برساند. او هرگز اخمي به ابرو نميآورد و بلافاصله خود را آماده کمک به مردم ميكرد.
* نماز و ورزش
به ورزش و به خصوص فوتبال علاقة قابل توجّهي داشت و عضو تيم فوتبال استقلال روستاي محمّد آباد بود و در آن بازي ميكرد. ايشان، علاوه بر فوتبال، به كوهنوردي نيز علاقة زيادي داشته و با توجّه به نزديكي روستاي محل سكونتش به كوه، بارها به همراه دوستان خود به كوه ميرفت.
* دوستدارامام
پس از بازگشت از جبهه و در طي مرخّصي چند روزهاش، تغيير اخلاق و رفتار در تمام وجودش نمايان شده و معنويت و روحانيت حاكم بر فضاي جبهه تمام وجودش را در برگرفته بود.
* آثار منتشر شده درباره شهید
به جان، دينِ خدا را كرد ياري
نصيبي از بهشتِ جاودان بُرد
احمد منصوري
==وصیت نامه==
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ وَ ليكِنْ لا تُبْصِرُونَ
[۱]
اينجانب الياس احمدي ،فرزند ناصر، ساكن محمّدآباد. در اين ايّام خجستة خجسته سالگرد جشن پيروزي انقلاب اسلامي ، اسلامي، ما نيز تصميم گرفتيم كه در اين بُرهة بُرهه حسّاس، در كنار رزمندگان قرار بگيريم، تا شايد از نزديك، به آنها خدمتي هرچندناچـيز هر چند ناچـيز بنماييم. خدمات اين عزيزان، آنقدر با عظمت است ، است، كه ما حتّي در حدّ قطرهاي هم نميتوانيم عرض اندام كنــيم، ولي از خداوند بزرگ طالبم كه، مرا در اين هدف والا و مقدّس، كمك نمايد. در اين برهه، همة همه دشمنانِ اين مملكت اسلامي، با يكديگر همعهد شدهاند تا اسلام عزيز را كه در گرو ايثارگريهاي جاني و ماليِ رزمندگان، حيات مجدّدي پيدا كرده است، به نابودي كشانند.از همة برادران و دوستانم، درخواست دارم ، دارم، كه [[دفاع مقدّس ]] را فراموش نكنند و راهروِ [[شهدا ]] باشند.به فرزندانم و خانوادهام، توصيه به صـبر و تقوي مينمايم. خداوند، همة همه شما را در انجام خيرات و اموراتِ نيك، موفّق بدارد.
خدايا! خدايا! تا انقلاب مهدي، حتّي كنار مهدي، خميني را نگهدار
از عمر ما بكاها! بر عـمر او، بيفزا!
به اميد پيروزي رزمندگان اسلام
الياس احــمدي ۲۱/۱۱/۱۳۶۶ پانویس ۱. ↑ <ref> آل عمران(۳)آیه۱۶۹ منبع</ref><ref>تدوين شده توسط دانشنامه شهیدان از خاطرات شفاهي خانواده، دوستان و آثار شهيد </ref>