ویرایش‌ها

شهید امید صادقیان لودریچه

۲۰ بایت حذف‌شده، ‏۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۶
/* وصیت نامه */
==زندگی نامه==
امید در سال 25/6/1346 در اصفهان دیده به جهان گشود، او از کودکی تحت تربیت پدری دلسوز و آگاه قرار گرفت. پدر امید یکی از مردان نیک و نام آوری بود که فرزندان خود را به بهترین شیوه تربیت نمود، او خود در رشته ی پزشکی تحصیلاتش را به اتمام رسانید و با پیروزی انقلاب به عضویت [[سپاه]] در آمد و در بیمارستان صدوقی فعالیت وسیعی داشت هنگام حضور مجروحین جبهه و جنگ او خود را وقف می نمود و با تمام وجود به خدمت آسیب دیدگان و مجروحین جبهه می پرداخت و امید پدر را می دید که با تمام وجود خود را نثار انقلاب و دینش می نماید و اینگونه امید وار پرورش یافت و سعی می نمود در تمامی افعال و رفتار به پدر تأسی نماید، با شروع تحصیلات از بهترین شاگردان، با نمراتی بالا بود و اخلاق و رفتارش نیز بسیار دوست داشتنی بود، با شروع انقلاب به همراه پدر در جماعات و تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت می نمود و درس مبارزه و فداکاری را می آموخت پدر امید با اینکه از تحصیلات بالایی برخوردار بود ولی با تمام وجود در فعالیتهای دوران انقلاب و نیز بعد از انقلاب شرکت می نمود و با شروع جنگ از طرف بیمارستان آیت الله صدوقی به جبهه اعزام گردید و در منطقه ی [[عملیاتی کربلای 5]] در حین رسیدگی به مجروحین بیمارستان صحرایی توسط دشمن مورد هدف قرار می گیرد و بسیاری از رزمندگان مصدوم و تعدادی از پرستاران و دکترهای پر تلاش به [[شهادت]] رسیدند و یکی از آنها نیز احمد صادقیان بود اینگونه پدر در [[عملیات کربلای 5]] به شهادت می رسد و امید تلاش خود را بیشتر نموده و در صدد اعزام به مناطق عملیاتی می شود. او همچنین برای اینکه بتواند تلاش پدر را نا تمام نگذارد درس را نیز ادامه داد تا اینکه در رشته ی کامپیوتر در دانشگاه قبول می شود و در حین ادامه ی تحصیل از طریق [[بسیج]] به مناطق عملیاتی اعزام و در سال 1367 در منطقه ی [[آبادان]] به [[شهادت]] می رسد. 
==وصیت نامه==
به نام آن که هستی نام از او یافت. با درود و سلام بر امام زمان و آرزوی طول عمر امام امت و صبر و استقامت بیشتر امت [[شهید]] پرور و پیروزی هر چه سریع تر رزمندگان اسلام و سلام خدمت خانواده ی گرامیم به امید این که همیشه پیرو ولایت فقیه و دستورات قرآن باشیم .
در ابتدا از کلیه ی آشنایان و دوستان به خصوص خانواده ام طلب بخشش دارم و امیدوارم که خداوند بخشنده هم از گناهان من بگذرد. گر چه در حدی نیستم که کسی را نصیحت نمایم، لیکن از شما امت [[شهید]] پرور می خواهم که هرگز خط ولایت فقیه را رها ننمایید و لحظه ای از یاد خدا غافل نشوید و البته با حضور در جبهه ها از پایمال شدن خون [[شهید]]ان شهیدان جلوگیری نمایید و اگر جبهه ها خالی شود همه شما مسئولید. سخن دیگری ندارم جز این که بگویم حق و باطل همیشه در مقابل یکدیگر قرار دارند و آگاه باشید که اگر خدای نکرده ذره ای با کفر سازش کنید بر حق نیستید و البته کوتاهی در امور جبهه های جنگ نوعی سازش با کفر و حتی کمک به کفر است. پس بیائید توجیهات پوچ خود را کنار گذاریم و با حضور در جبهه حقیقتا حق را یاری نماییم. ان شاء الله خداوند گناهانم را ببخشاید و مرگم را [[شهادت]] در راه حق قرار دهد.
به امید پیروزی رزمندگان اسلام و با آرزوی طول عمر امام امت و توفیق آنان که به اسلام خدمت می کنند. والسلام ومن الله توفیق.
<ref>[http://khayyen.ir/shahid/795 سایت خین]</ref>
 
==پانویس==
<references />
۶۹۱
ویرایش