ویرایش‌ها

شهید محمد حسن اقبالیه

۳۷۸ بایت اضافه‌شده، ‏۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۴
بسم الله الرحمن الرحیم
آنهایی که شهید شده اند مرده نخوانید بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی( عج) حتی کنار مهدی( عج) خمینی را نگه دار. پروردگارا، خودت شاهد هستی که پدران ما چگونه ابراهیم گونه فرزندانشان را به قربانگاه تاریخ می فرستند. خدایا، شاهد باش که مادران ما چگونه زینب وار در مرگ عزیزانشان صبر می کنند و شاهد باش که رزمندگان اسلام چگونه مخلصانه جانشان را فدا می کنند و خونشان را به پای درخت اسلام می ریزند. پروردگارا، یارانمان رفتند، دوستان ما در عملیات های مختلف به سوی خدایشان پر کشیدند. خدایا، می دانم چگونه بودند که توانستند خیلی زود پرکشیده و پرواز کنند . آنها از . همه چیز گذشتند و فقط به خدا می اندیشیدند و فکرشان و ذکرشان [ خدا بود ] می دیدمشان که چگونه نیمه های دل شب در گوشه ای با خدای خود راز و نیاز می کردند، می دیدمشان که چگونه با اخلاص تمام کارهایشان را انجام می دادند. خدایا، دعا می کنم تو را به مقربان درگاهت، مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده . اگر انشاءالله به آن درجه از پاکی و مخلص کار کردن رسیدم و به فیض بزرگ شهادت رسیدم، شاید هنگام قرائت وصیت نامه از آمرزش اخیر نام برده شود و به این نام خوانده شوم . از شما می خواهم که بزرگ را بر من نگذارید چون خودم را خیلی کوچک می دانم و این نام خیلی بزرگ [...] است. [...]در جبهه ها مشغول خدمت هستند، پاسدار حقیقی و فرمانده حقیقی آنها هستند . آنان هستند که امام درباره ایشان می گوید « من از دور دست و بازوی شما که دست خدا بالای آن است می بوسم .» این حرف کوچکی نیست . مردی که یک عمر خودسازی کرده در مورد رزمندگان این گونه می گوید و یا در جای دیگر می فرماید « ای کاش من یک پاسدار بودم .»برادرها و خواهرها ، این جمله امام برای پاسداران یک پشتوانه محکم است . اما یک جمله که می خواستم بگویم اینکه امام منظورش از پاسدار کیست؟ آیا پاسداری مثل من که کمرش زیر بار گناهان خم گشته و رویش سیاه ، او به پاسدارانی این حرف را می زند که رویشان همچون خورشید می درخشد و نور میتاباند. خدایا مرا هم به این درجه برسان . برادرها و خواهرها، امام را تنها نگذارید . فقط راه او و خط او را دنبال کنید و حرف وی را گوش کنید . تمام کارها را با گفتۀ وی هماهنگ سازید و به حرف این و آن گوش ندهید . معیار اصلی و محور اصلی امام باشد . برادرها و خواهرها، اگر من به حرم امام حسین نرسیدم، سلام مرا به حسین برسانید . روضه و سینه زنی برای امام حسین را رها نکنید که ما هرچه داریم از آن داریم. به جبهه بشتابید که فردا دیر است چون یاران و اصحاب امام حسین در این زمان [...] می دهم حرم حسین پیش روید. چند جمله با پدر و مادر و برادرها و خواهرهایم : پدرم همچون ابراهیم و ابراهیمهای این زمان که امانت هایی [ را] که خدا به آنها سپرده بود پس دادند، تو هم مرا پس دادی . پس مثل آنها محکم بایست و این جمله را تکرار کن که امانتی بود از طرف خدا که پس گرفت [...] با فاطمه و [...] محشور شوی. یک مورد دیگر اینکه نمی گویم گریه نکن، اما در جلوی مردم گریه نکن در گوشه ای گریه کن و بعد یادی از این پسر خودت کن که شاید در کنار اول به یاد حسین خونم اشک های تو هم گناهانم را بیامرزد. خواهرهایم، مثل زینب در مرگ عزیز خود صبر کنید و مسئله بالا را که توضیح دادم، شما نیز عمل کنید . و اینکه هیچ وقت امام را تنها نگذارید . حجاب اسلامی را همیشه رعایت کنید و سعی کنید که کارهای خود را برای رضای خدا انجام دهید. برادرهایم، امیدوارم که شهادت من باعث سست شدن شما و خانواده نگردد، بلکه مگذارید اسلحه ام بر زمین بماند همه [ را] توصیه به صبر می کنم و سفارش به تقوا. خانوادة عزیزم مرا عفو کنید. حلالم نمایید . [...] می گیرید نصف آن را به حساب جنگ بریزید . برایم سه یا چهار سال نماز بخوانید یا بدهید بخوانند ( پولش را از حقوقم بدهید).
« خدایا خدایا تا انقلاب مهدی( عج) خمینی را نگه دار »<ref>[http://www.%203000%20shahid.ir/martyr/bio/%20839 سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان]</ref>
منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد ==پانویس==<references />== رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض: محمد_حسن_اقبالیه}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]][[رده: شهدای سپاه پاسداران]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان سمنان]] http[[رده://www. 3000 shahid.ir/martyr/bio/ 839شهدای شهرستان دامغان]]
۲٬۱۷۷
ویرایش