rId4{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = محمود ماسیطرقی|تصویر =محمودماسیطرقی.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد =[[مشهد]]|شهادت = [[1366/04/23]]|وفات = |مرگ = |محل دفن =[[بهشترضا]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها =[[رزمنده]]|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات =|تخصصها = |شغل = |خانواده = نام پدر:محمدرضا}}
کد شهید : 6617027
گلزار : بهشترضا
==خاطرات فکاهی وقایع خنده دار موضوع : فکاهي وقايع خنده دار راوی متن کامل خاطره یادم هست من و محمود بعد از اتمام آموزش تا به ما مرخصى دادند و نزدیک عید بود . به هر سختى که بود خودمان را به تهران رساندیم . دوستان دیگر با دادن پول به راننده هاى اتوبوس راهى مشهد شدند . اما ایشان اصرار داشتند تا با قطار برویم . بالاخره یک شب قبل از عید بودکه به مشهد رسیدیم از راه آهن که بیرون آمدیم . ماشین به سختى گیر می آمد . ناگهان چشممان به یک لودر که آرم شهردارى داشت افتاد و راننده بوق زد و با اشاره دست به ما گفت : بروید سوار بیل لودر شوید . ما سوار شدیم و تا حرم ما را آورد . اگر چه خنده دار است ولى به عنوان یک خاطره جذاب و بیادماندنى در ذهن من همچنان باقى مانده است . خواب و رویای دیگران درمورد شهید موضوع : خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی==
متن کامل خاطره* موضوع : فکاهي وقايع خنده دار
یادم هست من و محمود بعد از اتمام آموزش تا به ما مرخصى دادند و نزدیک عید بود. به هر سختى که بود خودمان را به تهران رساندیم. دوستان دیگر با دادن پول به راننده هاى اتوبوس راهى مشهد شدند. اما ایشان اصرار داشتند تا با قطار برویم. بالاخره یک شب قبل از عید بود که به مشهد رسیدیم از راه آهن که بیرون آمدیم. ماشین به سختى گیر می آمد. ناگهان چشممان به یک لودر که آرم شهردارى داشت افتاد و راننده بوق زد و با اشاره دست به ما گفت: بروید سوار بیل لودر شوید. ما سوار شدیم و تا حرم ما را آورد. اگر چه خنده دار است ولى به عنوان یک خاطره جذاب و بیادماندنى در ذهن من همچنان باقى مانده است.
شبى در * موضوع : خواب دیدم که محمود در باغى سرسبز و خرم در حالیکه کفن پوشیده ایستاده و مى گوید آسوده خاطر باشید چون ما اینجا با حضرت زهرا و امام حسین (ع)هستیم و این نشان دهنده این است که شهیدان زنده اند و در نزد خدا روزى می خورند .روياي ديگران درمورد شهيد
منبع سایت: شبى در خواب دیدم که محمود در باغى سرسبز و خرم در حالیکه کفن پوشیده ایستاده و مى گوید آسوده خاطر باشید چون ما اینجا با حضرت زهرا و امام حسین (ع)هستیم و این نشان دهنده این است که [[شهید]]ان زنده اند و در نزد خدا روزى می خورند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 18232سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />==رده=={{ترتیبپیشفرض: محمود ماسیطرقی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان مشهد]]