ویرایش‌ها

شهید کوچکعلی روحانی

۳۵ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۳
ایشان همیشه برای نماز به مسجد می رفت .یادم می آید یک روز که برای نماز به جبهه رفته بود روحانی مسجد درباره ی جبهه سخنرانی کرده یود وایشان حالش دگرگون شده وخودش را برای رفتن به جبهه آماده کرد وبه جبهه اعزام شد.
یادم می آید یک روز از بجنورد برادران برای تبلیغات به روستا آمده بودد و اعلام کردند که الان جبهه نیاز شدید به نیرو دارد و برادرانی که واقعاً توانایی دارند که به جبهه بروند بیایند ثبت نام نمایند ایشان با توجه به اینکه متاهل بود از همه چیز همسر وفرزندانش دل کند وعازم جبهه شد .
شب آخری که با ایشان و شهید قائمی درآسایشگاه بودیم اصلاً یک حالت دیگری داشت و می گفت : اگر چنانچه از ماموریت سالم برنگشتم سلام مرا به فرزندانم برسانید ایشان یک پسرکوچکی داشت گفت : به پسرم بگویید که هیچ وقت ناراحت نشود همیشه پدرت با شماست گفتیم این حرفها چیست که شما می زنید ؟انشاءا… شما به سلامتی برمی گردی گفت : انشاءا… برمی گردیم اگر هم برنگشتیم به ایشان بگویید که مرا ببخشد .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10545 سایت یاران رضا]</ref>
منبع سایت یاران رضا==پانویس== http:<references//yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10545>
۱٬۴۲۱
ویرایش