* موضوع دقت در بيت المال
بعد از [[شهادت]] غلامعلی یک نفر از مردم روستا به من گفت: زمانی که غلامعلی عضو شورای پایگاه بود روزی به ایشان مراجعه کردم و گفتم: من اینقدر گوسفند دارم، شما دو برابر آن را بگو تا بتوانم مقدار جوی بیشتری برای گوسفندهایم بگیرم. غلامعلی از گفته من ناراحت شد و این کار را انجام نداد و گفت: من مال حرام نمی خورم و نمی گذارم که شما از امرال اموال بیت المال سوء استفاده کنی و از آن تاریخ به بعد من با ایشان صحبتی نکردم. راوی رمضانعلی گنابادی
* موضوع حجب و حيا
* موضوع ابتکار و خلاقيت
در مانوری که در بجنورد برگزار شد، غلامعلی گنابادی به فرد پاسداری نقش صدام را واگذار کرده بود و در حین برگزاری مانور عده ای از رزمندگان فردی را که در نقش صدام ایفای نقش می کرد را دستگیر کردند و زدند. بعد از [[شهید]] گنابادی سؤال کردند که چرا همچین فردی را به نقش صدام درآورده اید، ایشان در جواب گفت: این خاصه خواسته خود او بوده است، ما این فرد را به نقش صدام درآورده ایم تا مردم هم ببینند که این شخص بازیگر نقش صدام بوده است. راوی علیرضا صابری مقدم
* موضوع علاقه مندي ها و آرزوها
* موضوع حالات معنوي قبل از شهادت
فاصله مکانی که بین ما و گردان پیش آمد، ما مجبور شدیم از گردان جدا شویم برای تأمین بچه هایی که برای عملیات جلو می رفتند، قبل از آن اصلاً در پوست خود نمی گنجید و مشخص بود که در آن شب به آرزوی دیرینه اش که همان [[شهادت]] است برسد. و من هم همان لحظه که باید می خواستم بالا سر [[شهیشهید]]د باشم، نبودم. پیش بینی هایی که در غیاب ایشان با دوستان می کردیم و کردیم، حالا می توانیم توانستیم [[شهادت]] را در چهره ایشان ببینیم. راوی محمود وضیع
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18017 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==