شهید اورجعلی گوری: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| سطر ۱۶: | سطر ۱۶: | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | یک روز صبح وقتی که نماز صبح را خواند دیدم گریه می کند. گفتم: پسر جان چه شده است که گریه میکنی. گفت: دوستانم به جبهه رفته اند و من مانده ام من هم دوست دارم که به جبهه بروم. گفتم: تو هم اگر علاقه داری برو از نظر من اشکالی ندارد. خدا پشت و پناهت باشد. | + | یک روز صبح وقتی که [[نماز]] صبح را خواند دیدم گریه می کند. گفتم: پسر جان چه شده است که گریه میکنی. گفت: دوستانم به جبهه رفته اند و من مانده ام من هم دوست دارم که به جبهه بروم. گفتم: تو هم اگر علاقه داری برو از نظر من اشکالی ندارد. خدا پشت و پناهت باشد. |
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18055 | منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18055 | ||
نسخهٔ ۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۶
کد شهید: 6311916 تاریخ تولد : نام : اروجعلی محل تولد : سبزوار نام خانوادگی : گوری تاریخ شهادت : 1363/12/23 نام پدر : عباسعلی مکان شهادت : مجنون
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : تخریب گلزار : خاطرات
عشق به جهاد
موضوع عشق به جهاد راوی شهربانو کیوانلو متن کامل خاطره
یک روز صبح وقتی که نماز صبح را خواند دیدم گریه می کند. گفتم: پسر جان چه شده است که گریه میکنی. گفت: دوستانم به جبهه رفته اند و من مانده ام من هم دوست دارم که به جبهه بروم. گفتم: تو هم اگر علاقه داری برو از نظر من اشکالی ندارد. خدا پشت و پناهت باشد. منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18055