ویرایش‌ها

شهید جعفرقلی محمدی

۱٬۱۰۰ بایت اضافه‌شده، ‏۱۵ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۳
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد =جعفرقلی‌محمدی‌
|تصویر =
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[بجنورد]]
|شهادت = [[1367/03/04]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمت‌ها =[[بجنورد]]
|جنگ‌‌ها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشان‌های لیاقت =
|عملیات‌ =
|فعالیت‌ها =
|تحصیلات =
|تخصص‌ها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر:محمدقلی‌
}}
 
 
کد شهید : 6717588
گلزار :
==خاطرات خواب و رویای دیگران درمورد شهید موضوع : خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی متن کامل خاطره  آخرین دفعه که از مرخصی برگشتند بعد از شش شب از رفتنش خواب دیدم که دوباره برگشته گفتم : پسرم شما که تازه رفتی دوباره برگشتی ؟ گفت : فرمانده ام گفته که ده روز به مرخصی برو که وقتی برگشتی دیگر به شما اجازه مرخصی نمی دهم و پس ازیک روز برگشت و درهنگام خروج ازمنزل به من گفت : پدرم مرا حلال کنید هر چه سوال کردم چه خبر است گفت : خبری نیست ولی مرا حلال کنید ودر همین لحظه از خواب بیدار شدم وپس از 6 روز خبر شهادتش را آوردند . پیش بینی شهادت موضوع : پيش بيني شهادت راوی==
متن کامل خاطره* موضوع : خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
آخرین دفعه که از مرخصی برگشتند بعد از شش شب از رفتنش خواب دیدم که دوباره برگشته گفتم: پسرم شما که تازه رفتی دوباره برگشتی؟ گفت: فرمانده ام گفته که ده روز به مرخصی برو که وقتی برگشتی دیگر به شما اجازه مرخصی نمی دهم و پس از یک روز برگشت و در هنگام خروج ازمنزل به من گفت: پدرم مرا حلال کنید هر چه سوال کردم چه خبر است گفت: خبری نیست ولی مرا حلال کنید و در همین لحظه از خواب بیدار شدم و پس از 6 روز خبر [[شهادت]]ش را آوردند.
پس از اتمام دوره آموزش در نیشابور ایشان را برای زیارت به مشهد مقدس برده بودند شهید در مشهد خواب دیده بود در جبهه جنوب و اطراف اهواز به شهادت رسیده و خودش این خواب را برایمان تعریف کرد و گفت * موضوع : عکس مرا یادگاری نگه دارید که من حتماً شهید می شوم .پيش بيني شهادت
منبع سایتپس از اتمام دوره آموزش در نیشابور ایشان را برای زیارت به مشهد مقدس برده بودند [[شهید]] در مشهد خواب دیده بود در جبهه جنوب و اطراف [[اهواز]] به [[شهادت]] رسیده و خودش این خواب را برایمان تعریف کرد و گفت: عکس مرا یادگاری نگه دارید که من حتماً [[شهید]] می شوم.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 18705سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس== <references />
==رده==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:جعفر قلی محمدی}}
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش