ویرایشها
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = ولیالهمحمودیان
|تصویر =
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[بجنورد]]
|شهادت = [[1363/12/25]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =[[رزمنده]]
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر:محمدرضا
}}
کد شهید: 6312599
==خاطرات==
* اخلاص عمل
خاطره بیاد ماندنی که به یاد دارم مربوط به دوران برگشتن ایشان از جبهه بود. وقتی ایشان از جبهه به مرخصی آمد، دستش زخمی و مجروح شده بود. ما از این موضوع ناراحت شدیم. نزدیک ظهر وقتی ایشان برای نماز تیمم کردند، من خیلی ناراحت شدم و به شدت گریستم. چون با یک دست تیمم کردن و دست دیگر او زخمی شده بود. وقتی که برادرم این صحنه را دید گفت:" خواهرم اگر می خواهی گریه کنی برای [[حضرت ابوالفضل(ع) ]] گریه کن! چرا که یک دست من زخمی شده ولی آن بزرگوار دو دستش در راه اسلام قطع شد."
* دقت در حلال و حرام
خاطره ای که دارم مربوط به دوران دبیرستان بود. ایشان وقتی که به گرمه آمدند، مقداری از ناحبه صورتش زخمی بود. وقتی جویا شدم گفتند: یکی از همشریان آنها را دعوت کرده بود و برای آنها مرغ درست کرده بود. مرغی را که او درست کرده بود دزدی بود. وقتی او فهمیده بود که مرغی را که به آنها خورانده بوده دزدی است ناراحت می شود و بخاطر حساسیت شدیدی که به حلال و حرام داشته بود، باوی مشاجره می کند و کار به کتک کاری کشیده بود.
* پیش بینی شهادت