{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = علیمحمدمحمدیکد شهید: 6533259 تاریخ تولد : |تصویر =18672.jpgنام |توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: علیمحمد محل پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد : =[[مشهد]]نام خانوادگی : محمدی تاریخ |شهادت : = [[1365/11/11]]|وفات = |مرگ = |محل دفن =[[مشهد]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها =[[رزمنده]]|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات =|تخصصها = |شغل = |خانواده = نام پدر : محمدعلی مکان شهادت : }}
تحصیلات کد شهید: نامشخص منطقه 6533259 نام : علیمحمد نام خانوادگی : محمدی نام پدر : محمدعلی محل تولد : مشهد تاریخ شهادت : 1365/11/11 شغل تحصیلات : نامشخص یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشترضا
==خاطرات==
لحظه و نحوه شهادت
موضوع لحظه و نحوه شهادت
راوی
متن کامل خاطره
1- گردان من و علی محمد از هم جدا بود ابتدا آنها به عملیات می رفتند سپس ما به عملیات می رفتیم ، رفتیم، دو شب به عملیات مانده بود که همدیگر را دیدیم و دیگر ایشان را ندیدم تا اینکه برای عملیات همه تیپ و لشکرها را جمع کردند و بعد از اینکه برای همه لشکرها سخنرانی کردند ؛ کردند؛ بچه ها متفرق شدن دکه من به یکی از بچه های گردان علی محمد که ایشان را می شناخت گفتم : بروید به ایشان بگویید که من اینجا منتظرش هستم . برای اینکه علی محمد را غافلگیر کنم که فرمانده آماده باش داد و همگی حاضر شدند و ما همدیگر را ندیدیم شبی که به عملیات رفتیم در بین راه در کانالها جنازه های زیادی را پیدا کردیم که فکر می کردیم که جنازه عراقی ها است ولی وقتی منور زدند و همه جا روشن شد دیدیم که همه آنها پیشانی بند دارند و همگی هم جزء گردان روح الله بودند همان گردانی که علی محمد در آن شرکت داشت وقتی جنازه علی محمد را پیدا کردم گلوله ای به پیشانی اش اصابت کرده بود و ایشان به [[شهادت ]] رسیده بود .منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18672سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />==رده=={{ترتیبپیشفرض: علی -محمد _محمدی }}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی ]][[رده: شهدای شهرستان مشهد]]