ویرایش‌ها

شهید حسین محمدزاده 2

۱٬۳۹۴ بایت اضافه‌شده، ‏۸ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۴
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = حسین محمدزاده 2
|تصویر =18540.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[فردوس]]
|شهادت = [[1366/08/25]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =[[بهشت‌اکبر]]
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمت‌ها =[[رزمنده‌]]
|جنگ‌‌ها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشان‌های لیاقت =
|عملیات‌ =
|فعالیت‌ها =
|تحصیلات =
|تخصص‌ها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر:محمدباقر
}}
 
کد شهید: 6617333 تاریخ تولد :
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
گلزار : بهشت‌اکبر
==خاطرات== صداقت و راستگویی* موضوع صداقت و راستگويي یادم می آید، حسین یک روز به من می گفت: فلانی من در مجلسی که غیبت تو را می کرده اند گوش دادم. امیدوارم که مرا ببخشی و از من راضی شوی. راوی ن. م. طلابیگیمتن کامل خاطره
یادم می آید ، حسین یک روز به من می گفت : فلانی من در مجلسی که غیبت تو را می کرده اند گوش دادم . امیدوارم که مرا ببخشی و از من راضی شوی. حسن برخورد* موضوع حسن برخوردراوی ن. م. طلابیگیمتن کامل خاطره
من به اتفاق حسین به حمام رفته بودم. در بین صحبتهایی که با ایشان داشتیم . سئوال کردم: که اهل کجا هستتی؟ بعد از شستشو، وقت پوشیدن لباس دیدم مقداری نبات از ساکش در آورد . گفتم : این نباتها از کجاست ؟ کجاست؟ گفت : وقتی عازم جبهه بودم ، بودم، مادرم این نباتها را به من داد و گفت : هرزمانی که دلت ضعف کرد مقداری از این نباتها را بخور . ایشان می گفت : مادرم مرض قلبی دارد، اما با وجود این، من و برادرم علی هردو به جبهه آمده ایم.منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18540سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />==رده=={{ترتیب‌پیش‌فرض: حسین محمدزاده 2}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان جنوبی]][[رده: شهدای شهرستان فردوس]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش