ویرایش‌ها

شهید جلال مرتضی زاده

۱٬۴۸۴ بایت اضافه‌شده، ‏۲۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۸
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = جلال مرتضی زاده
|تصویر =
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[مشهد]]
|شهادت = [[1366/01/27]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمت‌ها =[[رزمنده‌]]
|جنگ‌‌ها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشان‌های لیاقت =
|عملیات‌ =
|فعالیت‌ها =
|تحصیلات =
|تخصص‌ها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر:غلامحسین‌
}}
 
 
کد شهید: 6618080 تاریخ تولد :
نام : جلال‌ محل تولد : مشهد
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
گلزار :
==خاطرات== خاطرات جنگی* موضوع خاطرات جنگيراوی سید جلال مرتضی زادهمتن کامل خاطره
امروز مورخه 65/10/28 تصمیم گرفتم از خاصراتیکه در عملیات حاج عمران برای این حقیر رخ داده برایتان بیادگار باقی بگذارم. شاید که برای نسل آینده انشاءا... ان شاءالله مفید و مثمر ثمر واقع شود. (انه بکل شی قدیر، همه چیز به دست اوست) عملیاتی به نام تک حاج عمران در همین منطقه انجام شد لطف خدا شامل حال حقیر شد و من برای اولین دفعه در یک عملیات شرکت می کردم و به اتفاق جمعی از برادران تخریب چی عازم خط مقدم شدیم و بیاری خداوند و نظر لطف [[ولی عصر (عج) ]] به خط دشمن حمله کردیم.هدف از حمله فتح قله 2519 بود. خلاصه بعد از عملیات قرار شد با نیروی اطلاعات عملیات به جلو برویم. هر چند که نیاز به برادران تخریب نبود ولی میدان مینی در نزدیکی نیروهای خودی روی جاده قرار داشت و لذا برای هدایت نیروهای اطلاعات احتیاج به یک تخریب چی بود. خلاصه آماده حرکت شدیم و از خاکریز گذشتیم. فرمانده نیروی اطلاعات گفت: برادر تخریب چی در این میدان مین سریع یک معبر باز کن. من هم بدون هیچ معطلی و برای اولین دفعه نشستم و دستم را روی زمین گذاشتم. هنوز حدود پنج ثانیه نگذشته بود که صدایی سکوت و تاریکی محل را شکست. [[خمپاره ]] ای در چند متری ما به زمین خورد و ترکشی [[ترکش]]ی به کتف چپ فرمانده اطلاعات اصابت کرد. به محض اصابت ترکش نیروی محل مجروح که همراه ما بود ایشان را به عقب بردند و چون وضع وخیم بودهمگی بود همگی به اتفاق به جایگاه اولی بازگشتیم. بعد از برگشت متوجه موضوع مهمی شدم و فهمیدم که سیم چین را به همراه نبردم و این خود یکی از الطاف الهی بود که ما به عقب برگردیم. چون سیم چین مهمترین وسیله کار برای یک تخریب چی است. دیگر اینکه به محض نشستن من ترکش به ایشان اصابت کرد در حالی که با من نیم متر فاصله داشت و ایشان بعد از من بود.راوی سید جلال مرتضی زادهمنبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19096سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />==رده=={{ترتیب‌پیش‌فرض: جلال مرتضی زاده}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان مشهد]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش