شهید اردشیر نریمانی
تاریخ تولد : 1340/05/01
تاریخ شهادت : 1360/11/28
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : خوزستان - رامهرمز - رامهرمز
rId5==زندگی نامه==
زندگی نامهپرچم پرشکوه اسلام هر روز مزین به خون میشود و فداکارانی عزیز و مجاهدانی غیور شهیدانی بی پروا عاشق تقدیم در راه جهاد و شهادت میکنیم. دشمنان اسلام به خوب می دانند که با چه کسانی در مقابله اند خود میدانند یا کسانی مواجه شده اند که خون خود را پای این درخت تنومند اسلام اهدا کرده اند و میکنند. برادر شهید اردشیر نریمانی در سال 1340 در هفتگل دیده به دنیا گشود و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرتسان رامهرمز سپری کرد و با چشیدن طعم فقر و کشیدن مشقات زیاد خود را چون فولاد آبدیده کرد و در مبارزات مردم مسلمان رژم سابق سهمی در وسع توان خود داشت و عاشق و پاکباخته امام بود.
پرچم پرشکوه اسلام هر روز مزین به خون میشود و فداکارانی عزیز و مجاهدانی غیور شهیدانی بی پروا عاشق تقدیم در راه جهاد و شهادت میکنیم. دشمنان اسلام به خوب می دانند که با چه کسانی در مقابله اند خود میدانند یا کسانی مواجه شده اند که خون خود را پای این درخت تنومند اسلاماهدا کرده اند و میکنند. برادر شهید اردشیر نریمانی در سال 1340 در هفتگل دیده به دنیا گشود و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرتسان رامهرمز سپری کرد و با چشیدن طعم فقر و کشیدن مشقات زیاد خود را چون فولاد آبدیده کرد و در مبارزات مردم مسلمان رژم سابق سهمی در وسع توان خود داشت و عاشق و پاکباخته امام بود. او بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر اثر عشق و علاقه ای که به سپاه از این فرزند نونهال انقلاب داشت استخدام شد و فعالیت خود را در کنار همرزمان پاسدار خود ادامه داد و به دیگران توصیه میکرد که نماز را برپا دارند و از مظلومین حمایت میکرد و در مدتی که در سپاه بود مشتاقانه به جبهه با صدامیان به نبرد بی میخواست و در جبهه سربازان اسلام در بستان شرکت همه جانبه ای داشت و نیروها دشمن و منافق سخت درگیر بود. بنا به گفته همرزمان او نفرت بسیار زیادی از حزب توده خائن و منافقین داشت و حزب توده را پیچیده تر از مجاهدین می دانست و به خاطر مشمولیتش به خدمت سربازی اعزام... به طور معمول در جبهه و در قسمت توپخانه مشغول نبرد با صدامیان شد و او در اخرین باری که به دیدار دوستان و اقوام به رامهرمز امده بود مادر شهید به او میگفت... عروسی کن. آن شهید گفت عروسی من در آن دنیا خواهد بود و با الهامی که به قلب سلیمش شده بود خود میدانست که چه وقت می شود و شهادت او افتخاری است برای اسلام و خانواده بزرگوار ان شهید.اسلام مشتاقان زیادی چون اردشیر دارد و مطمعنا اردشیر نریمانی اخرین شهید نسبت زیرا ما انتقام خود را از کفار و منافقین خواهیم گرفت و مسلما کفار و منافقین تا موقعی که رهبر کبیر را میبیند که بر قلوب جکومت می دانند که هیچ کاری نمیتوانند از پیش ببرند.وصیت نامه
من نه دوچرخه بنا به گفته همرزمان او نفرت بسیار زیادی از حزب توده خائن و منافقین داشت و حزب توده را پیچیده تر از مجاهدین می دانست و نه موتور نهبه خاطر مشمولیتش به خدمت سربازی اعزام... هیچ چیزی ندارمبه طور معمول در جبهه و در قسمت توپخانه مشغول نبرد با صدامیان شد و او در اخرین باری که به دیدار دوستان و اقوام به رامهرمز امده بود مادر شهید به او میگفت. وصیت .. عروسی کن. آن شهید گفت عروسی من تنها این است در آن دنیا خواهد بود و با الهامی که به قلب سلیمش شده بود خود میدانست که حجاب رعایت چه وقت می شود و نماز خوانده شود و از فالگوشی و غیبت پرهیز شود و من فقط شهادت او افتخاری است برای دین اسلام و مذهبم میرومخانواده بزرگوار ان شهید. اسلام مشتاقان زیادی چون اردشیر دارد و مطمعنا اردشیر نریمانی اخرین شهید نسبت زیرا ما انتقام خود را از همه همسایه ها کفار و نوه ها منافقین خواهیم گرفت و بچه ها میخواهم که بهمراه دین مسلما کفار و قرآن و خدا بروندمنافقین تا موقعی که رهبر کبیر را میبیند که بر قلوب جکومت می دانند که هیچ کاری نمیتوانند از پیش ببرند.
منبع سایت شهدای ارتش==وصیت نامه==
من نه دوچرخه و نه موتور نه... هیچ چیزی ندارم. وصیت من تنها این است که حجاب رعایت شود و نماز خوانده شود و از فالگوشی و غیبت پرهیز شود و من فقط برای دین و مذهبم میروم. از همه همسایه ها و نوه ها و بچه ها میخواهم که بهمراه دین و قرآن و خدا بروند.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/27517%20 سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />== ردهها =={{ترتیبپیشفرض: نریمانی- اردشیر}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای نیروی زمینی ارتش]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خوزستان]][[رده: شهدای شهرستان رامهرمز(استان خوزستان)]]