ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید علی اکبر خاوند

۴۸ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۴۰
همزمان با حضور فرزند علی اکبر در جبهه های حق علیه باطل، خواب دیدم فرزندم با موتورش آمده درب حیاطمان و یک خانم چادر مشکی هم پشت سرش سوار بود. می خواستم صورت فرزندم را ببوسم گفت مادر جان، دست و صورتم خاکی است، لطفا آب بیاورید تا دست و صورتم را بشویم. تا می خواستم آب ببرم دیدم همان خانم چادر مشکی آب آورده و دست و صورت فرزندم را داشت می شست. تا داد زدم که او نامحرم است از خواب پریدم. با خودم حدس زدم که فرزندم شهید می شود و از ما نیست.<ref>[[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7879|سایت یاران رضا]]</ref>
سایت یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7879=پانویس== <references/> 
۱٬۴۲۱
ویرایش