آرزوی شهادت
در دوران دفاع مقدس که فرزند عزیز شهیدم میرزا جبهه بود برای سلامتی اش یک گوسفند نذر زیارتگاه علی بلاغ کردم که پسرم به سلامتی به آغوش خانواده برگردد وقتی به مرخصی آمد برای ادای نذرم به زیارتگاه رفتیم به اتفاق اقوام و همسایه ها نذرم را ادا کردم و شب را هم در همان جا خوابیدیم نصف های شب بیدار شدم دیدم فرزندم میرزا نیست حرکت کردم رفتم دیدم که در زیارتگاه نشسته و مشغول دعا و راز و نیاز با خداوند و متعال است پرسیدم چه حاجتی داری؟ گفت: مادرم من از خداوند طلب شهادت کرده ام وقتی دیدم آرزوی قلبی اش شهادت است گفتم: خدایا راضی ام به رضای تو.<ref>[[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7891|سایت یاران رضا]]</ref>
==پانویس==
<references/>