ویرایش‌ها

شهید غلامحسن یوسفی

۸۶ بایت اضافه‌شده، ‏۲۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۹
شب اولی که غلامحسن به مرخصی آمده بود به جهت خواندن [[نماز ]] به اتاق دیگر رفت. پس از مدتی من رفتم و دیدم که دارد [[قرآن ]] می خواند، گریه می کند. پرسیدم: چرا گریه می کنی؟ گفت: بعداً علتش را به شما می گویم. هنگام خواب از او پرسیدم: خوب چرا گریه می کردی؟ گفت: من [[شهید ]] می شوم و وصیت نامه ای نوشته ام که آن را در لای قرآن گذاشته ام. وقتی شهید شدم تو وصیت نامه را به پدر بده. به او گفتم: تو که می دانی شهید می شوی پس چرا به جبهه می روی؟ گفت: برای [[شهادت ]] می روم و از تو می خواهم خوشحال باشی و افتخار کنی به این که می خواهی خواهر شهید بشوی.
عنوان پیش بینی شهادت
شب اولی که برادرم غلامحسین به مرخصی آمده بود. جهت خواندن نماز به اطاق دیگر رفت. پس از مدتی من رفتم و دیدم که دارد قرآن می خواند و گریه می کند . پرسیدم چرا گریه می کنی؟ گفت: من شهید می شوم. وصیت نامه ای هم نوشته ام که آن را لای قرآن گذاشته ام. وقتی خبر شهادتم را آوردند تو وصیت نامه را به پدر بده. به او گفتم: تو که می دانی شهید می شوی پس چرا به جبهه می روی؟ گفت: برای شهادت می روم و از تو می خواهم خوشحال باشی و افتخار کنی که می خواهی خواهر شهید بشوی.
 <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=22270سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />=رده==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:غلامحسین یوسفی}}
[[رده: شهدا]]
۱۵۳
ویرایش