{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = محمدرضا یوسف زاده |تصویر =22227.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد =[[کاشمر]]|شهادت = [[1366/04/21]]|وفات = |مرگ = |محل دفن =|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها =[[رزمنده]]|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات =|تخصصها = |شغل = |خانواده = نام پدر:عباس}}
کد شهید :6621248
تاریخ شهادت :1366/04/21
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص
منطقه شهادت :
شغل :
یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .
مسئولیت : رزمنده
گلزار :
خاطرات
عنوان خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
موضوع : خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
==خاطرات==
خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
همان شبی که برادرم محمد رضا به شهادت رسیده است خواب دیدم که مجلس عروسی داداشم است من داشتم خیاطی می کردم ناگهان دو زن آمدند با موهای بلند یکی در نهایت زشتی و یکی در نهایت زیبایی بعد زن زشت خیاطی های مرا باخود برد و آن زن زیبا گفت چرا همه خیاطی ها را دادی به او برد و برای من نگه نداشتی حال من خانه ات را آتش می زنم خودم را از خانه بیرون انداختم آمدم جلوتر دیدم یکی از فامیل ها می آید با هم برگشتیم دیدم برادر شهیدم محمد رضا از بالای تخت عروسی حرکت کرد آمد ویک سنگ بزرگ پرتاب کرد داخل خانه و آن زن زیبا که خانه را آتش زده بود بیرون آمد وبرادرم محمد رضا با تیر او را به دونیم کرد و از خواب بلند شدم و دوروز بعد با محمد رضا و شوهرم که باهم به جبهه رفته بودند شوهرم برگشت اما محمد رضا در روز بعدش جنازه شهیدش آمد .
همان شبی که برادرم محمد رضا به [[شهادت]] رسیده است خواب دیدم که مجلس عروسی داداشم است من داشتم خیاطی می کردم ناگهان دو زن آمدند با موهای بلند یکی در نهایت زشتی و یکی در نهایت زیبایی بعد زن زشت خیاطی های مرا باخود برد و آن زن زیبا گفت چرا همه خیاطی ها را دادی به او برد و برای من نگه نداشتی حال من خانه ات را آتش می زنم خودم را از خانه بیرون انداختم آمدم جلوتر دیدم یکی از فامیل ها می آید با هم برگشتیم دیدم برادر شهیدم محمد رضا از بالای تخت عروسی حرکت کرد آمد ویک سنگ بزرگ پرتاب کرد داخل خانه و آن زن زیبا که خانه را آتش زده بود بیرون آمد وبرادرم محمد رضا با تیر او را به دونیم کرد و از خواب بلند شدم و دوروز بعد با محمد رضا و شوهرم که باهم به [[جبهه]] رفته بودند شوهرم برگشت اما محمد رضا در روز بعدش جنازه شهیدش آمد.
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=22227سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />==نگارخانه تصاویر==[[File:22227.jpg]]==رده=={{ترتیبپیشفرض: محمدرضا یوسف زاده}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان کاشمر]]