فرزند عزیز شهیدم علی شب قبل از اعزام در منزل خواهر بزرگش خوابیده بود آقای مراد رمضانی دامادمان نقل می کند که نیمه های شب دیدم علی گریه می کند سئوال کردم علی جان چه شده چرا گریه می کنی؟ حاج آقا امشب آخرین دیدار من با شما است و من حتما در این عملیات به شهادت می رسم چون امشب در عالم خواب به معشوقم رسیدم و شما این راز را تا زمان شهادتم به خانواده و پدر و مادرم نگویید چون آن ها تحمل ندارند و کلیه اموال و طلب و بدهی ام را طی لیستی تهیه و در میان قرآن شما گذاشته ام که بعد از من طبق آن عمل کنید.
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10611سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />==رده====رده=={{ترتیبپیشفرض:علی روشندل}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان درگز]]