شهید: محمد مشتاقی گوینده: علیاکبر اسدالهینژادمقدم محمد مشتاقی این خاطره را برای من نقل کردند:‹‹ در عملیات والفجر 8 ما غواص بودیم و قرار شد که به اتفاق دیگر برادران غواص به داخل جزیرهی ماهی رفته و در آن جا عمل کنیم و پس از این که خط را شکستیم یک گردان نیرو با قایق خودشان را به ما رسانده و ؟ کنند. طبق برنامهریزی که انجام شده بود قرار شد یک شب قبل از شروع عملیات یعنی 21 بهمن ماه سال 64 خود را به جزیرهی ماهی برسانیم در نزدیکی عراقیها در نیزارها پنهان شویم و روز را هم در آنجا سپری کنیم و شب بعد به خط بزنیم. شب اول که به متعلقه رسیدیم به محض اینکه در نیزارها مخفی شدیم یک قایق عراقی با سرعت از آن محل عبور کرد و بعد از چند لحظهای برگشت و در همان آبراه ایستاد. نیروها مقداری این طرف و آنطرف را نگاه کردند. ما که در بیرون آب بودیم چون میدیدیم که عراقیها به طرف ما نگاه میکنند، فکر کردیم که اگر زیر آب برویم و سر و صدایی ایجاد کنیم، چون عمق آب در آن محل کم بود، دشمن متوجه میشود و همان جا میایستند و تکان نمیخورند در حالی که بر عکس تصور ما مثل این که دشمن کور شده بود، اصلاً ما را ندید و منعلقه را ترک کرد.
منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19265سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />==رده==