ویرایش‌ها

شهید علی اکبر نورزاد

۸ بایت اضافه‌شده، ‏۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۴
متن کامل خاطره
به خاطر دارم فرمانده پاسگاه سرهنگ اکبری برای مراسم خاکسپاری برادرم علی اکبر آمده بود برا ی مان تعریف کرد علی اکبر با وجود اینکه سرباز بود بسیار احساس مسئولیت می کرد به طوری که وقتی من درخانه بودم نگران پاسگاه نبودم چون می دانستم علی اکبر هست و؛کلیه فعالیتهای پاسگاه رابرعهده دارد شب عملیات دوستانش به او گفتند تو برو بخواب خسته هستی ولی علی اکبر در جواب گفتنه من خسته نیستم باید بیایم با ماشین تیربار راه افتادیم در بین راه به یک تویوتا مشکوک شدیم فرمان ایست دادیم ماشین ایستاد [[شهید ]] برای بازرسی تویوتا به جلو رفت تا نزدیک آنها شد قاچاقچیان او را به گلوله بستند و در همانجا به درجه رفیع [[شهادت ]] نائل گشت.
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=21205 سایت یاران رضا]</ref>
۶۸۰
ویرایش