متن کامل خاطره
. حسین اصغر یک روز تصمیم گرفتن قند کوپنی به روستاهای دیگری برود. همسایه ها وقتی متوجه رفتن ایشان شدند، کوپن هایشان را به او دادند تا برایشان قند بگیرد، وقتی برگشت دیدم، قند آنان را گرفته ولی قند ما را نگرفته است، وقتی از او سئوال کردم چرا قند خودمان را نگرفتنی ایشان گفت: چون آنها از من این کار را خواسته بودند و درست نبود که قند خودمان را اول بگیرم، بعد قند آنها را بگیرم.منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17981سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />